کدخبر : 8404
چهارشنبه ۱۷ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۵:۱۰
فاقددیدگاه

انقلاب اسلامی ، از آرمان تا عمل

جامک: رضا رستمی - این روزها مصادف است با جشن های چهلمین سال پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، ضمن تبریک آغاز دهه پنجم انقلاب، همه در این ایام به فراخور به انواع و اقسام دستاوردهای انقلاب در حوزه های مختلف می پردازند، کاری که در طول چهل سال گذشته هم صورت گرفته است، که البته امری طبیعی است.

نگارنده اما، ضمن احترام به  دستاوردهای اعلام شده ( که امری طبیعی است ) و آنانی که اعلام خواهند شد ، و با بیان اینکه حتما از بسیاری افراد بیشتر دل در گرو انقلاب اسلامی و آرمان های آن دارد  می خواهد از زاویه ای دیگر به برخی مسایل بپردازد که صد البته لازم و پاسخ به آنها را  نیاز جدی جامعه امروز می داند.

چهل سالگی، هم در آیین و شرع و هم در عرف و عقل ملاک میانسالی و تجربه و پختگی است، چه اینکه در روایات متعدد علما نقل کرده اند که اعمال خلاف شرع و دین را خداوند متعال پس از چهل سالگی کمتر با دیده اغماض می نگرد و عرف و عقل هم به واسطه سالهای سپری شده و آزمون و خطاهای متعدد و کسب تجربیات فراوان دیدگاه مشابهی به این موضوع دارد.

و امروز انقلاب ما و حکومت ما چهل سالگی را پشت یر می گذارد، چهل سالی که حوادث تلخ و شیرین فراوانی را همه در آن تجربه کرده ایم، چهل سالی که همراه با آزمون و خطاهای زیادی بود، چهل سالی که ریزش و رویش های بسیار زیادی را به همراه خود داشت، چهل سالی که …

اما سوال اساسی امروز این است که با گذشت چهل سال از پیروزی انقلاب و آن همه تجربه و آزمون و خطا و ریزش و رویش های معنا دار !!!  حال امروز ما و جامعه ما چگونه است؟ آیا به عمده ترین اهداف و آرمان هایی که  سالها برای آنها مبارزه شد رسیدیم؟آیا به رویای عزیزترین و پاک ترین جوانانی که هشت سال جان خود را در کف دست گرفته  وتقدیم ثبات این نظام و انقلاب کردند جامه عمل پوشاندیم؟ طبیعتا برای پاسخ به این سوالات باید ساعت ها با کارشناسان حوزه های مختلف سیاسی ، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی به بحث نشست تا بتوان یک بررسی اجمالی از آنها را انجام داد.

در حوزه رسانه، اما می توان برایند افکار عمومی را ملاک قرار داده و بخشی از آنها را بیان نمود.

کف انتظارات افکار عمومی از آرمان های والای انقلاب اسلامی با سقف کارهای انجام شده،شاید در یک نگاه آماری همخوانی داشته باشند، اما طبیعتا بررسی بخشی شعارها و برخی عملکردها سوالات متعددی را ایجاد می کند که حتما باید برای آنها توضیحاتی وجود داشته باشد و گرنه بر فاصله  دولت – ملت روز به روز خواهد افزود و قطعا این، آن چیزی نیست که دوستداران انقلاب و ایران در پی آن باشند.

اصلی ترین و بزرگترین شعار و هدف انقلاب اسلامی ساختن و آباد نمودن کشور برای همه بود، کم نمودن فاصله طبقاتی و از بین بردن آن به نفع افراد فرودست جامعه که به مستضعفان معروف بودند شاه بیت شعارهای قبل و بعد از انقلاب بود، نگاهی اجمالی به وضعیت موجود اقتصادی جامعه و توزیع ثروت و حتی امکان عملی و دسترسی مساوی به شغل و درآمد،  مدیران با سابقه انقلابی رابا چالشی جدی روبرو می کند، رشد قارچ گونه و یک شبه مولتی مرفهین در کشور و در مقابل افزایش تصاعدی نیازمندان و بالا رفتن مرتب خط فقر و البته صف طولانی آنانی که درخواست تحت پوشش قرار گرفتن نهادهای حمایتی برای گذران یک زندگی با حداقل امکانات را دارند چالش موجود را آن چنان جدی نموده است که کمتر کسی حاضر است از وضع موجود دفاع کند.

به اینها، وضعیت انتشار اخبار بد و همه روزه از انواع سوءاستفاده های مالی و سیاسی در کنار رانت هایی بی شمار را اگر اضافه کنیم همچنان بر سیل سوالات و پرسش های عموما بی پاسخ مانده خواهد افزود.

توزیع نامناسب امکانات توسعه ای و زیربنایی در نقاط مختلف کشور، عملا فاصله ایجاد شده در سالهای قبل از انقلاب در برخی مناطق کشور را همچنان حفظ کرده است، و …

نگاهی به چینش مدیران و تصمیم سازان اصلی و عمده کشور، تنگ شدن روز به روز این دایره به نفع منتقدین و حتی مخالفین مردمسالاری  دینی را به طرز سوال برانگیزی به خوبی نشان می دهد، داستان انتخاباتهای چند دوره اخیر ( و البته خروجی های نهایی و پایان کار منتخبان آنها )  که خود حدیث چهل من کاغذ شده و بعضا به استخوانهایی در گلو تبدیل شده اند که نه می شود قورتشان داد و نه پرتشان کرد …

وضعیت سفره های مردم که روز به روز کوچک تر می شوند و صف های طولانی و شبانه روزی برای دریافت مایحتاج اساسی و مصرفی روزانه را که نمی توان همه را به پای دشمن و سرویس های جاسوسی آنان نوشت ، می توان؟ آیا سوءمدیریت ها و حیف و میل های صورت گرفته ای که همه روزه اخبار آنها منتشر می شود هیچ نقشی در این وضعیت ندارند؟

بلبشویی شده است برای خودش، وزیر وکیل را متهم می کند، وکیل به وزیر اتهام ناتوانی می زند، رییس جمهور از هر دو می نالد،عده ای دنبال رد پای دشمن می گردند، کنده نسوز فتنه هم چنان دودش زبانه می کشد، بازار دچار گسیختگی بی مهاری شده و … و مردم هم چنان نظاره گر این بازی بی فرجام، زانوی استیصال در بغل گرفته اند.

طنز تلخ در این میان ، این است که عموما افرادی که جامعه و افکار عمومی در باره آنها سوال دارد به طرز عجیبی روز به روز فربه تر شده و با کمال تاسف دایره اختیار و عملکردشان وسیع تر نیز می گردد و اینها و موارد مشابه اینها دمای میزان الحراره های اجتماعی را به شدت بالا می برند و …

احتمالا دوستانی پیدا شوند که بفرمایند ما این همه دشمن داشته و داریم که مرتب برایمان نقشه می کشند، این هم درست ، اما مگر همه مشکلات کنونی ما را می توان به دشمنان منتصب نمود؟ یعنی نوع مدیریت و اعمال سلیقه های خود ما در طول همه سالهای گذشته هیچ نقشی نداشته است؟

حرف برای گفتن و سوال برای پرسیدن بسیار بسیار فراوان تر از این موارد است ، به همین میزان بسنده کرده و سوال و کلام آخر اینکه؛  چقدر توانسته ایم کلام امام خمینی (ره ) را عملیاتی کنیم که فرمودند یک تار موی گندیده کوخ نشینان را به تمام کاخ نشین ها و مرفهین بی درد عوض نمی کنیم ؟ به چه میزان فرمایش مقام معظم رهبری را اجرا کرده ایم که فرمودند بهترین راه مبارزه با امریکا خدمت به مردم است؟ آیا کسی پاسخ می دهد ؟ …

آقایان مسئول ! بزرگواران ! مردم، انقلاب و کشورشان را دوست دارند، شک نکنید، این را بارها ثابت کرده اند، ایرادی اگر هست ، که هست ، به شمایان و مدیریتتان مربوط می شود، باید طرحی نو درانداخت، باید چاره ای جدی برای مبارزه با فساد اندیشید، باید دنبال راهکارهای عملی بود و بر اجرایشان اصرار ورزید، باید که هزینه این اصلاحات و جراحی احتمالا پر درد را پرداخت تا دولت و ملت یکی شوند، تا همه سربازانی بشوند که به یک اشاره سر ببازند و برای این جانبازی همچون سالهای دود و باروت از هم سبقت بگیرند و … چنین بادا

Print Friendly, PDF & Email
امتیاز:
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.