جامك ( آینه) جامك ( آینه)
  • صفحه اصلی
  • آخرین اخبار
  • سیاسی
  • فرهنگ و هنر
  • حوادث
  • بهداشت و سلامت
  • چندرسانه ای
  • اجتماعي
  • شهرستان ها
  • یادداشت
  • درباره ما
  • ورزش
  • ارتباط با ما
شهریور ۴, ۱۴۰۵
خبر فوری:

معاون منطقه آزاد مهران خبر داد

گمرک مهران در مسیر ساماندهی و تسهیل صادرات/رفع موانع با همکاری منطقه آزاد و گمرک
تنش آبی ۹ شهرستان ایلام پایان می‌یابد
ایلام آماده اجرای سرشماری نفوس و مسکن به روش ثبتی‌مبنا
جامك ( آینه) جامك ( آینه)
  • صفحه اصلی
  • آخرین اخبار
  • سیاسی
  • فرهنگ و هنر
  • حوادث
  • بهداشت و سلامت
  • چندرسانه ای
  • اجتماعي
  • شهرستان ها
  • یادداشت
  • درباره ما
  • ورزش
  • ارتباط با ما
شهریور ۴, ۱۴۰۵
صفحه اصلی/فرهنگ و هنر/سربرز و سربزیر

سربرز و سربزیر

پایگاه خبری جامک: لطیف صادقی امروز (12 آبان 1397) سرداری از جنس اسمان بر روی دوش ایلام و ایلامیان تشیع شد و نستالوژی تاریخ جنگ را تکرار کرد انگار شانه های (مانشت ) زیر تابوت رفته و ( قلاقیران) دستش...

کد خبر :8063 آبان 21, 1397
پرینت
53 بازدیدها
0 نظر

پایگاه خبری جامک: لطیف صادقی

امروز (12 آبان 1397) سرداری از جنس اسمان بر روی دوش ایلام و ایلامیان تشیع شد و نستالوژی تاریخ جنگ را تکرار کرد

انگار شانه های (مانشت ) زیر تابوت رفته و ( قلاقیران) دستش را به پیکر حاج حسین رسانده بود و ( شلم ) مات و مبهوت عزاداران حسین را نظاره میکرد
انگار ( کبیرکوه ) کمی دورتر بغض کرده بود و حرفی نمی زد
( شش کلان و شره زول ) هم که صاحب عزا بودند و دست بر سینه ستونی از مردان گونه خراشیده ایل را به صف کرده بود و ( کل انار ) هم در برابر عظمت و شکوه جمعیت تعظیم میکرد و چشمه های ( هانیوان ) و ( اماراو ) و ( سیوان ) طغیان کرده و بر گونه های مردان و زنان ایلام جاری شده بود

انگار 15 خرداد 1361 بود و 41 جنازه شهید بمباران یک روز ایلام یکجا بر روی رودخانه خروشان و متلاطم و مواج جمعیت در حرکت بود

انگار (ولی محمد امیدی ) زنده شده بود و برای میمک مرثیه می خواند
لاشم اویزان ریو تاش میمگ
جه سم جای رگبار رشاش میمگ
ده سر او لیجه کور دا نمیه
ده ویشه اوگرم اگر دمیه

( حاج کریم و حاج حیدر ) هم طبق معمول پشت بلندگو بودند
کریم افتاده و دل نازکتر شده و حیدر یا حسین گویانش سوزناک تر از همیشه
اوج شور و احساس زمانی گل کرد که مداح با گریه گفت :
یا ابوالفضل العباس !!!
خودت هوای حسین قادری را داشته باش!!! به یکباره دلها لرزید و بغض جمعیت ترکید و شانه ها را به لرزه انداخت و اشکها را بر روی گونه ها جاری ساخت

اخلاص و سادگی قادری همه را به میدان اورده بود
امروز همه امده بودند و مرزهای اصلاح و اصول در هم شکسته بود
قرمز و ابی معنی نداشت
ایل من و قبیله تو رنگ باخته بود
خدا وکیل تفاوتی وجود نداشت
همه دریک صف بودند انگار به دهه 60 پرتاب شده بودیم
مرگ ؟ نه !!!
شهادت حاج حسین چپ و راست را در ایلام به هم ریخت
اشکهایمان بی رنگ بود
زلال و پاک و شفاف
همانند مروارید غلطان
بر روی گونه ها …

انگار مانور سپاهیان محمد (ص) بود همه بچه های قدیمی لشکر امده بودند نه با سربندهای سبز و قرمز و گردنهای برافراشته و سینه های ستبر
که با کمرهای خمیده و برفهای نشسته بر سر و صورت شان …
سپید… سپید…
برخی سوار بر ویلچر
برخی عصازنان و گریه کنان و سردر گریبان خاطرات داشتند
نمیدانم چرا از بچه های اطلاعات و عملیات خبری نیست ؟ !!!
شاید هم دعوت نشدند و کسی انان را خبر دار نکرده است !!!
غلام و علی و یادگار و اسکندر و ولیزاده و فیض الهی را میگویم !!!
چرا برخی از فرمانده گردانها نیستند ؟
شاید هم در مزار منتظر امدن حسین هستند !!! نمی دانم !!!

از بلوار جنوبی امام عبور کردیم و چهار راه مقاومت را پشت سر گذاشتیم و به میعادگاه عاشقان رسیدیم
شیخ کریمی تبار پشت تریبون رفت
انگار مرحوم شیخ سلطانی با بغض برایمان صحبت میکرد … شمرده… زیبا و متین و مختصر از حسین و رشاد هایش گفت
جوانی از بچه های محل ( حیدر حسین نیا ) در لباس سبز پاسداری با شور و شعور سروده ای به زبان (فارسی و کردی) خواند و دلهایمان را به اتش کشید :

سردار بی ادعای ایل من
دست هایت مرحم جبریل من

نام و نشان ایل و قبیله ام
پروانه مجروح بی پیله ام

الس رزم جامه بکه و ور برا
له نام ای تابوت سنگه درا

و حاج مسلم رحیمی هم به نمایندگی از ایل ارکوازی و بولی و مردمان بخش چوار و دهستان گنجوان حق مطب را ادا کرد از همگان تشکر نمود
به یاد شهدا نماز را اقامه کردیم و با عشق به سمت مزار شهدای علی صالح راه افتادیم با حاج حسین اطراف ضریح را دور زدیم
و به سمت مزار رفتیم
احساس کردم همرزمان شهید و تعدادی از شهدای لشکر و به خصوص بچه های اطلاعات و عملیات هم سر از خاک بر اورده و گریه کنان به پیشواز حسین اماده بودند
علی بسطامی
یادگار امیدی
غلام ملاحی
اسکندر انوری
مرتضی ساده میری
علیمحمد فیض الهی
علی غیوری
و… جالب تر و غم انگیز تر از همه
هم رزم و هم قطار همیشگی سالهای حسین …. شهید عبدالحسین ولیزاده بود که خانوادگی با همسر و فرزند و دختر شهیدش منیره خانم به پیشواز حسین اماده بود
و به گرمی تمام از وی استقبال کردند
روحشان شاد و یادشان گرامی باد

برچسب ها:

شهید، حسین، قادری

هیچ نظر! یکی از اولین.

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین اخبار

سوسری ها همخانه هایی ناخوشایند

اقتصادی

شکاف خبری در فضای رسانه ای ایلام
ایلام نیازمند اعتبارات ویژه اربعین است
رفع مشکل واحدهای صنعتی و معدنی اولویت اصلی دولت یازدهم
فراخوان ثبت نام پرداخت تسهيلات رونق توليد به واحدهاي توليدي استان ايلام
كميسيون انرژي مقصد نمايندگان حوزه شمالي استان

ورزشی

کشف فرش 1400 ساله با نقش شاهزاده ایرانی در ترکیه!

گالری

معاون منطقه آزاد مهران خبر داد

گمرک مهران در مسیر ساماندهی و تسهیل صادرات/رفع موانع با همکاری منطقه آزاد و گمرک
سینما ؛ وجه تمایز و تفاوت ما با جوامعی چون عربستان
چرا هاشمی نامزد ریاست مجلس خبرگان نشد؟
شرکت‌ها از ترس فساد مالی به ایران نمی‌روند نه از ترس تحریم‌ها
معاونت سیاسی؛ شاه کلید تبدیل صدا و سیما به “رسانه ملی”
شکاف خبری در فضای رسانه ای ایلام
ایلام نیازمند اعتبارات ویژه اربعین است
رفع مشکل واحدهای صنعتی و معدنی اولویت اصلی دولت یازدهم
فراخوان ثبت نام پرداخت تسهيلات رونق توليد به واحدهاي توليدي استان ايلام
جامك ( آینه) جامك ( آینه)

سایت خبری ما با هدف ارائه آخرین و معتبرترین اخبار در حوزه‌های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی و ورزشی فعالیت خود را آغاز کرده است. 

تمامی حقوق مادی و معنوی این سایت متعلق به پایگاه خبری جامک است.