از واقعیت تا مجازی
پاسی از شب گذشته و سکوت بر شهر حکم فرما شده دیگر حتی صدای عبور یک خودرو هم از خیابان شنیده نمی شود، با آنکه برای یک لحظه گوشی را در دستم گرفتم اما اکنون حدود سه ساعت است که در شبکه های اجتماعی مشغول...
پاسی از شب گذشته و سکوت بر شهر حکم فرما شده دیگر حتی صدای عبور یک خودرو هم از خیابان شنیده نمی شود، با آنکه برای یک لحظه گوشی را در دستم گرفتم اما اکنون حدود سه ساعت است که در شبکه های اجتماعی مشغول خواندن، دیدن مطالب و عکس هستم.
دیدن شبکه های مزون فروش لباس، کیف و کفش، ساعت و وسایل تزیینی خانه، شبکه های خبری، اطلاعات پزشکی، دیزاین ناخن، شینیون، مدل مو و ست کردن لباس، انواع ماسک های خانگی برای چاقی و زیبایی و…. آنقدر توجهم را جلب کرده که علاوه بر زمان و مکان، خودم را هم از یاد برده ام.
به خوبی می شد از حال همه دوستان و مخاطبینی که در گوشی تلفنم شماره داشتند و آنلاین بودند و در حال نوشتن یا خواندن مطالبد، آگاه شد و از اینکه بسیاری برای جستجو واقعیت ها در دنیای مجازی همچون من سیر می کردند، متعجب شد.
بی شک این شب زنده داری نه از برای پرستاری از بیمار و نه مشغول ذکر حق تعالی، نه برای کمک به معیشت خانواده به هدر رفته و نه برای رسیدن به امور خانه، بلکه هدر دادن وقت است و تنها خستگی جسم و روح، بازماندن از کارها و سیر در دنیای مجازی برایم باقی می ماند.
امروزه دنیا مجازی و سیر در آن همه ذرق و برق سراب گونه آنچنان همه را فرا گرفته که براحتی در میهمانی ها، مطب پزشکان، حیاط دانشگاه و خانه، مغازه و جمع های دوستانه هم می توان این مجازی بودن حضور در کنار هم را احساس کرد.
دیگر نه وقتی برای شادمانی با هم باقی مانده و نه زمانی برای رسیدگی به امور شخصی و درس بچه ها…
آنقدر برخی ها دنیای مجازی را دوست دارند و وابسته به آن شده اند به قولی یکی از کاربران اینقدر با انگشت به صفحه نمایشگر گوشی زدم اگر بر زمین می زدم اکنون به نفت می رسیدیم!
غافل از اینکه پدر و مادرهای خسته روزگار چشم به در دوخته و در انتظار سر زدن فرزندشان هستند تا شادی همه وجودشان را فرا گیرد.
آنقدر غرق دنیای مجازی شده ایم که لذت پختن غذا که عطرش فضای خانه و دو تا کوچه بالاتر را پر کند را از یاد برده ایم چه رسد به اتو زدن و مرتب کردن لباس های همسران.
آنقدر محو این سراب خیالی شده ایم که یادمان رفته درس و مشق بچه ها و پا به پای آنها تمرین کردن، لحظات کودکی و بزرگ شدن فرزندان مان را با همه اشتیاق هر روزه اش که دیگر تکرار شدنی نیست، را دیگر لمس نمی کنیم…
حال و حوصله نداریم و غرق دنیای مجازی شده ایم که یادمان رفته سراغی از نواجوان مان که لحظات بحرانی و حساس بزرگی را مزه مزه می کنند، بگیریم و در پناه آغوش گرم مان امنیت و آرامش را بر وجودش میهمان کنیم…
آنقدر فضای مجازی را در خاطر و ذهن مان گسترانیده ایم که دنیای واقعی را کوچک شمرده و لذت دید و بازدید خواهر و برادرهایمان را از یاد برده ایم. حضور در پارک محله، پیاده روی روزانه، نیم ساعت نرمش و ورزش که علاوه بر شادی روح و جسم موجب حفظ سلامتی و تندرستی امان می شد اکنون با ساعت ها یکجا نشینی در فضای مجازی عوض کرده ایم غافل از اینکه همان نیم ساعت نرمش خودش نوید بخش شادابی به جسم مان بود.
آنقدر همه چیزهای واقعی را از نظر پنهان کرده ایم که دیگر یادمان رفته خانه بهترین دوست مان کدام کوچه و محله بود اکنون آنچنان همه گروه ها و سایت های مختلف مجازی را از بر کرده ایم که کم کم دیدن و لذت بردن از مناظر واقعی و لمس زیبایی دنیای حقیقی را از یاد برده ایم.
کاش برای حضور در دنیای مجازی یک ساعت واقعی وقت می گذاشتیم و در زمان فراغت نهایت استفاده را از آن می بردیم و خودمان را مجبور به رعایت یک قانون ساده می کردیم که لذت حضور واقعی در کنار خانواده بهترین لذت دنیا است و نه تنها زمان و مکان را در آن گم نمی کنیم بلکه علاوه بر شادی خودمان شادی را به دیگر اعضای خانواده تقسم می کنیم.
از امروز برای استفاده از این فناوری و حضور در نیای واقعی با رعایت یک قانون ساده خود را ملزم کنیم که تنها یک ساعت می توان در دنیای غیر واقعی سیر کرد و مابقی زمان را با حفظ همه واقعی بودنش برای همدیگر سپری کرد تا کانون خانه و خانواده گرم گرم باقی بماند زیرا نمی توان گرمای خانواده را در دنیای مجازی یافت بلکه گرمای واقعی با حضور واقعی در کنار هم بودن معنا پیدا می کند.
براستی آنچه که واقعی و لذت بخش است احساس همه لحظات واقعی است و دنیای مجازی جز سراب و خیالی بی نهایت که ما را از واقعیت زندگی دور می کند چیزی نیست.
پس آنچه که واقعی است زندگی و در کنار هم بودن و لذت بردن و خندین با هم است نه سیر در دنیای مجازی و یکجا نشینی و تنهایی لایک زدن در شبکه های مجازی…
منبع: ايرنا