کدخبر : 5192
چهارشنبه ۱۵ دی ۱۳۹۵ - ۱۵:۰۹
فاقددیدگاه

خاطره معلم ایلامی از زیارت قبر شهید گمنام

دكتر "ايوب همتي" از فرهنگيان خوش نام استان ايلام خاطره اي از حضور در مزار شهداء و ماجراي يك مادر بر سر مزار شهيد گمنام چنين بيان مي كند:

دکتر “ایوب همتی” از فرهنگیان خوش نام استان ایلام  خاطره ای از حضور در مزار شهداء و ماجرای یک مادر بر سر مزار شهید گمنام چنین بیان می کند:

« ….. پنجشنبه هفته پیش  (دوم دی ماه سالجاری)‌ سعادتی شد تا در حرم حضرت علی صالح (ع) به زیارت قبور مطهر شهدا بروم.  روبروی درب ورودی پس از ادای احترام و قرائت فاتحه و ذکر صلوات، بر سر مزار چندی از شهدایی که می شناختم رفتم.

بعداز ذکر قرائت فاتحه برمزار شهدای زمین فوتبال چوار بالاتر و در گوشه ای مادر پیری را دیدم که بر سر مزار شهیدش تنها وغمگین نشسته، نزدیک رفتم وکنجکاو شدم اسم شهید را بدانم دیدم شهید گمنامی است.

بعداز ذکر فاتحه این مادر عزیز  که مزار شهید را با قرآن وگل و  شیرینی و.. تزیین کرده بود.به من شیرینی تعارف کرد ومن امتناع کردم.

گفتند: بردار، حاجت میده و ادامه داد و گفت پسرم؛‌ از بچه های من هیچ کدام شهید نشدن. من سالها پیش یک حاجت داشتم که نذر کردم و آمدم سر مزار این شهید گمنام و گفتم اگر حاجتم برآورده شود تا زنده ام مادرت خواهم بود و همیشه به زیارتت خواهم آمد و تنهایت نمیگذارم وتو نیز پسرم خواهی بود. ازبرکت و حرمت این شهید مظلوم حاجتم برآورده شد. ومن هم بقولم وفا کردم وهمیشه به این شهید که از دیگر پسرانم بیشتر دوستش دارم سر میزنم. این مادر عزیز بمن گفت پسرم آن حاجت اینقد برایم  بزرگ و با ارزش ومهم بود که هیچوقت انتظار برآورده شدنش رانداشتم.

بغض درگلو اشک درچشمانم حلقه زد و باصدایی لرزان گفتم.

مادرجان خوشا به سعادت شما برای چنین پسری و خوشا به سعادت این شهید و دیگر شهیدان برای چنین مادرانی …..»

درود خدا بر شهیدان مظلوم وگمنام وهمه آنانی که با نثار خون پاکشان به ما درس آزادی و ایثار و برادری و محبت و مودت آموختند.

و درود بر مادران داغدیده ای که از فرزندان شهیدشان در هزار سوی سیاست غافل نیستند و آنان را در هیچ گروه و طایفه و ایل و حزب و… جای ندادند.بلکه باخدامعامله نمودند.

Print Friendly, PDF & Email
امتیاز:
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.