راهش؛ گمشده در یادش!
شمس الدین رستمی/ جهانیان را شگفت زده نموده ایم با اربعین؛ یعنی بزرگترین اجتماع انسانهای جان برکف،عظیم ترین سوگواری همراه با ساعتها پیاده روی با پای برهنه و اعلام وفاداری به شهادت امامی در قرنها قبل....
شمس الدین رستمی/ جهانیان را شگفت زده نموده ایم با اربعین؛ یعنی بزرگترین اجتماع انسانهای جان برکف،عظیم ترین سوگواری همراه با ساعتها پیاده روی با پای برهنه و اعلام وفاداری به شهادت امامی در قرنها قبل. دوست و دشمن درمانده اند که چطورمیلیونها انسان برای زیارت مرقدی از سراسر جهان و از مسیرها و راه های دور، بیادش گردهم می آیند! آری این چنین یادش را قرنهاست گرامی داشته ایم.
همین گرامیداشت اربعین حسینی، هر ساله میلیونها زائر را به راه کربلا می کشاند و براستی که راهپیمایی اربعین تجلی خصایص زیبای انسانی ست و کربلا میعادگاه عاشقان حسینی ست. اما این همه داستان نیست چون؛راهش فراموش شده در یادش!
فرهنگ عاشورایی مختص چند روز محرم و اربعین بوده و در زندگی واقعی مان جاری نیست، چون رفتارمان شبیه چیزی که حسین برایش شهید شد نیست و همه ظاهر ساز شده ایم، چون رفتارهایمان اسلامی وبرادرانه نیست، ظلم، فساد، دزدی رایج و .. شهر پر از گرسنه ها و نیازمندان ، بسیاری بی نیازان هم عازم کربلا هستند!
از این جمعیت میلیونی چندی از ما در مابقی ایام سال دست ناتوانی را می گیرد؟؟ چه کسی داد ستمدیده ای را ستانده…
رو راست باشیم آیا ما برای طلب خواسته ها و استجابت دعاهایمان به کربلا می رویم یا نگران تداوم راه حسین ایم؟ گرچه توسل به او زیباست اما کدام از ما درماندگان رفت و حاجتی نخواست ؟
سوزناک ترین ناله ها و نوحه ها را در محرم داریم، استقبال ما به روضه و زنجیر زنی و موکب بسیار بیش از گوش دادن به سخنرانی و تفکر در باب حکمت شهادت حسین و فلسفه عاشوراست، نمی دانم اگرکربلا تکرار می شد چند نفر بر پای عهد می ماند؟
آیا تلاشی برای حفظ اسلام حسین(ع) نموده ایم؟ آیا حداقل آزادمرد بوده ایم؟
آری چنین است که حسین نه مظلوم دوران خود، بلکه مظلوم کل تاریخ است، که هنوز هم به اسمش تجارت ها می کنیم، این همه موکب ، این همه عزاداری؛ این همه سینه زن جان برکف…
پس چرا از راهش، دستوراتش، فرمایشاتش خبری نیست؟
گرچه نمی توان منکر شد که این راه تجلی گاه احیا برخی رفتارهای انسانی ست و نشانگر زیبایی های خصلت آدمی است اما چرا این رفتارها منحصر به چند روز عزاداری ست مگر نمی دانیم: “کل یوم عاشورا کل ارض کربلا” !
آیا یک دلیل این نیست که محبت مان ناشی از سر احساس است نه تعقل؟ و وابسته به زمان و مکان ست.
بیشتر از نقش یزیدیان گفته ایم در عاشورا، کمی هم از نقش کوفیان بگوییم ! یزید خیانت نکرد، بلکه خودش بود و آخرتش را قبلاً فروخته بود، اما این کوفیان ریاکار بودند که…!
آری به سوی مرقدش بزرگراه کربلا می سازیم اما از راهی که شهادتش نشان داد نمی رویم، یادش را قرنهاست گرامی داشته ایم اما راهش را نه؟!
منصف باشیم کدام راه حسین است : پای برهنه رفتن تا مرقدش یا پای برهنه ای را پوشاندن!؟
حرف بسیار است…
منبع: عصر ايلام