از دهکده ما تا دهکده المپیک
دکتر حمید حیدرپناه : سال ها قبل وقتی ما بچه های روستا، آدم ها را در تلویزیون های کوچک و سیاه و سفید می دیدیم، تصور می کردیم از دنیای دیگری آمده اند. چهره های ورزشی که در مسابقات مهم می دیدیم،...
دکتر حمید حیدرپناه : سال ها قبل وقتی ما بچه های روستا، آدم ها را در تلویزیون های کوچک و سیاه و سفید می دیدیم، تصور می کردیم از دنیای دیگری آمده اند. چهره های ورزشی که در مسابقات مهم می دیدیم، بازیگران سریال ها، مجری ها و… با خود می گفتیم که اینها کجا زندگی می کنند؟ چه می خورند؟ چقدر با ما تفاوت دارند؟ به هر حال هرچه بود، این تصورات ناشی از حماقت ما نبود، ناشی از رؤیاهایی بود که در رسیدن به آن جعبه جادو خلاصه می شد.
آرزویی که دست نیافتنی به نظر می رسید، خصوصاً برای بچه هایی که در دورافتاده ترین استان های کشور زندگی می کردند، دنیایی که انگار فقط متعلق به دیگران بود.
زمان گذشت، ال سی دی های رنگی و باکیفیت جای تلویزیون های سیاه و سفید را گرفت و تصورات ما هم از هنرپیشه ها و ورزشکاران کمی منطقی تر و واقع گراتر شد. اما همچنان درخشش داخل قاب جادویی و حضور در رویدادهای بزرگی همچون جشنواره ها و المپیک های ورزشی و… برای ما رؤیا بود.
بدون شک المپیک یکی از بزرگترین و مهمترین رویدادهای ورزشی، فرهنگی و گاه سیاسی جهان است و حضور در این رویداد میتواند آرزوی هر انسانی باشد. از این رو طبیعی است که حضور به عنوان یک قهرمان در آن موفقیت بزرگی است و نیازمند سعی و تلاش فوق العاده و موفقیت در مسابقات دشوار انتخابی .
چند شب پیش وقتی تصویر چهره آشنای هم محل های خودم «علی هاشمی» (ملی پوش وزنه برداری) را از قاب جادویی تلویزیون دیدم، حس و حال دیگری داشتم، آن هم در رویداد بزرگ المپیک.
او که مثل بسیاری از ما «ایلیاتی است، از تبار باران، اهل همین سنگلاخ ساده و ایل غریب افتاده…» او که در کنار ما رشد یافت و در همین هوایی نفس کشید که ما هم نفس کشیدیم، در استانی دورافتاده، روستایی کوچک با مردمانی زلال و دلنشین به نام «مورت» از توابع بخش چوار ایلام.
او که نشان داد روستایی بودن و نداشتن امکانات و دور بودن از پایتخت و… محدودیت نیست. این را هم تیمی های شایسته او هم بخوبی اثبات کردند. «کیانوش رستمی»- که با اقتدار اولین مدال طلای کاروان ایران را به دست آورد- هم پرورش یافته همان حوالی است، بزرگ شده اسلام آباد غرب، شهری کوچک در استان کرمانشاه، همچنین «سهراب مرادی» که او هم اهل روستای سده اصفهان است و پس از یک دوره حضور و کسب تجربه در المپیک قبلی با شایستگی و اقتدار توانست به مدال طلا دست پیدا کند و بسیاری دیگر از قهرمانان ارزنده ما که از روستاهای کوچک و دورافتاده به سکوهای قهرمانی رسیدند، آنها که ابتدا بر تمام دشواری ها، محدودیت ها و کمبودها غلبه کردند و به قله های افتخار دست یافتند.
حضور این جوانان شایسته در المپیک حاوی پیام های بسیاری است، اینکه میتواند الگوی خوبی برای جوانان و نوجوانان ما باشد که اهل هرکجای این خطه پهناور ایران باشند، اگر از همین امروز هم ورزش را به صورت جدی و حرفه ای آغاز کنند، حضور در المپیک بعدی آرزوی محالی نیست.
علی هاشمی 24 ساله، چهار سال پیش مثل همه ما رقابت وزنه برداران ایرانی در المپیک را از قاب تلویزیون نگاه میکرد و کمتر کسی تصورش را می کرد در المپیک بعدی در پیش چشم میلیاردها نفر از جهانیان روی تخته برود و در کنار قهرمان های نامدار رقابت کند ولی توکل، اراده و تلاش هر ناممکنی را ممکن می کند.
اینکه جوانی اراده کند، وزنه برداری را از اتاقی کوچک و محقر در کوچه پس کوچه های روستایش آغاز کند و پس از یک سال به قهرمانی آسیا برسد، سپس در میدان جهانی حضور یافته و مجوز حضور در المپیک را به دست بیاورد، اتفاقی است که نشان می دهد مهم نیست کجا به دنیا بیایی، اراده و تلاش باشد، هیچ آرزویی برایت محال نخواهد بود.
افتخار بزرگی که کیانوش رستمی کسب کرد، سهراب مرادی که اولین مدال طلای استان اصفهان در المپیک را به دست آورد و حضور علی هاشمی و… می تواند نویدبخش موفقیت های بیشتری در آینده باشد. به شرطی که کیانوش، سهراب، علی هاشمی ها و سایر جوانان مستعد را تنها نگذاریم و حمایت شان کنیم، از آنها قدردانی کرده و دغدغه های زندگیشان را کم کنیم، امکانات لازم و از همه مهمتر آرامش روحی را برایشان مهیا کنیم و در کنار آنها روی استعدادهای جدید هم سرمایه گذاری کرده و با حمایت از آنها زمینه را برای حضور بیشتر و درخشان تر ورزشکاران مان در المپیک های بعدی فراهم کنیم، آرزویی که دست یافتنی است.
منبع: روزنامه ایران