لطفا قبل از کاندید شدن کمی تامل کنید!
پایگاه خبری تحلیلی عصر ایلام روز یکشنبه یکم آذرماه در مطلبی به قلم دکتر محمد نقدی با عنوان لطفا قبل از کاندید شدن کمی تامل کنید، به بررسی ابعاد انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایلام و ویژگی نامزدهای...
پایگاه خبری تحلیلی عصر ایلام روز یکشنبه یکم آذرماه در مطلبی به قلم دکتر محمد نقدی با عنوان لطفا قبل از کاندید شدن کمی تامل کنید، به بررسی ابعاد انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایلام و ویژگی نامزدهای این انتخابات پرداخته است.
در این مطلب آمده است: کسانی که می خواهید کاندیدای نمایندگی شوید، لطفا قبل از کاندید شدن کمی تامل کنید و لااقل با خود رو راست باشید که به چه دلیل می خواهید کاندیدای نمایندگی مردم در مجلس نمایندگان شوید؟
بهانه این یادداشت، شنیدن اخبار انتخابات پیش روی مجلس شورای اسلامی ایران و مطلع شدن از کاندید شدن بسیاری اشخاص در استان ایلام است که بسیاری از افراد اهل تامل و تعقل را به تفکر وامی دارد که دلیل یا دلایل کاندیداتوری بعضی افراد برای انتخابات چیست!؟
البته واضح است که طبق قانون هر آنکه شرایط کاندیداتوری (از جمله اعتقاد و التزام عملی به نظام جمهوری اسلامی ایران، ابراز وفاداری به قانون اساسی و اصل ولایت مطلقه فقیه، داشتن حداقل مدرک کارشناسی ارشد یا کارشناسی با ٥ سال سابقه خدمت اجرایی، سلامت جسمی، حسن شهرت و حداقل ٣٠ و حداکثر ٧٥ سال تمام سن) را داشته باشد می تواند ثبت نام کند و حق طبیعی افراد است. اما سوال این است که در تخیلات و افکار بسیاری از این افراد چه می گذرد و بر پایه چه معیار و پشتوانههایی، اغلب با کوهی از اعتماد به نفس، خود را برای کار مهمی مانند نمایندگی مجلس نامزد می کنند!؟ پول، شهرت، سابقه مدیریتی، عملکرد خوب، توانایی اجرایی، پشتوانه طایفه ای، افکار و ایده های خوب، قدرت سیاسی و یا چه؟!
قبل از ادامه، لازم است گفته شود که هر چند که از واژگان و اصطلاحات زیادی در این نوشته استفاده می شود که در واقع بسیاری از آنها نیاز به تعریف دارند و سعی هم می شود تا حد ممکن روشن شوند اما در غیر اینصورت همان تعاریف مرسوم و متداول معتبرند. همچنین، در اینجا سعی به برجسته کردن واقعیات موجود با تاکید بر نکات منفی و خصلت های نکوهیده به هدف اصلاح آنهاست به امید رفتن به سمت انتخاب های بهتر و داشتن جامعه ای انسانی و پیشرفته تر.
**خلاصه و نکات کلیدی نوشته
مجلس جایگاه قانونگذاری و نیز نظارت بر کار دولت است و توانایی اجرایی چندانی ندارد. مجلس نمایندگان در ایران دارای نقاط قوت و عیب هایی با توجه به وضعیت و شرایط مختلف اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی در کشور ایران است که این نکته در اینجا نیز مورد توجه خواهد بود. هر چند که شرایط کاندیداتوری نمایندگان مجلس بطور رسمی اعلام شده است اما بنظر می رسد که بعضی حتی با وجود داشتن این شرایط اولیه، شایستگی نمایندگی مجلس را ندارند. قوانین موجود در این زمینه ها نیز بنظر دقیق و کامل نباشند و بتوان با راهکارهای درست حداقل بعضی محدود کنندگیهای بنظر سلیقه ای را اصلاح نمود. دلایل کاندیدشدن افراد مختلف برای نمایندگی مردم در مجلس شورای اسلامی نیز متفاوت است؛ اینکه پایه های اعتماد به خود برای کاندیداتوری چیست نیز گوناگون اند و نیاز به تحقیقات بی طرف و جدی دارند و در اینجا هم سعی می شود مواردی حتی المقدور با دلیل بیان شود. مردم بر چه اساس و اصولی به کاندیدای خاصی رای می دهند و درستی و نادرستی آن معیارها و راه های به سمت تصمیمات منطقی و معقول تر عامه مردم نیز در اینجا اندکی مورد بحث قرار می گیرند. اینکه کاندید و نماینده مطلوب و شایسته چه ویژگی ها و شرایطی می تواند و بایستی داشته باشد و چه اختیاراتی دارد و یا چه اقداماتی می تواند انجام دهد نیز مورد توجه است.
از نقاط ضعف نمایندگان بویژه از استان ایلام در مجلس مواردی بیان می شود و با توجه به مشکلات منطقه و استان ایلام سعی می شود چند نکته ای که به ذهن می رسد برای بهبود شرایط و به عنوان راهکار ارائه شود.
از وظایف نخبگان و افراد آگاه جامعه، از جمله بی تفاوت نبودن به چنین اموری، تنویر افکار عمومی و دوری ننمودن از انتخابات ها نیز بحث می شود و همچنین از وظایف و کارهایی که دولت و در کل حکومت می تواند برای بهبود انتخاب های مردم و داشتن مجلس بهتر انجام دهد نیز نکاتی مورد توجه قرار می گیرند.
**جایگاه و اختیارات نمایندگان و مجلس
طبق گفته های مرسوم و مطابق قوانین موجود، مجلس مهمترین نهاد قانونگذاری و محل شور و مشورت درباره گستره ای از موضوعات و مسائل در کشور ایران مانند غالب کشورهای دنیا است. در جمهوری اسلامی ایران، به جز مجلس خبرگان رهبری که جایگاه و کارکرد خاص خود را دارد و مورد بحث اینجا هم نیست، تنها مجلس موجود همان به اصطلاح مجلس نمایندگان مردم است با این توجه که در بسیاری از کشورهای دیگر، بیشتر از یک مجلس وجود دارد؛ بعنوان مثالی مهم، کشورهای ایالتی/فدرال هستند که اغلب مرکب از یک مجلس نمایندگان و مجلس ایالتی (سنا) می باشند که در ادامه بیشتر مورد بحث قرار می گیرند.
واقعیت این است که چارچوپ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و ساختار موجود، ورود نمایندگان به مجلس را محدود می کند که در شرط های لازم برای نمایندگی مجلس آمده است و پس از آن نیز تایید صلاحیت برعهده شورای نگهبان قانون اساسی و دیگر نهادهای نظارتی و امنیتی است که اسلامی بودن و التزام عملی به نظام و اصل ولایت فقیه از الزامات اولیه آنهاست. تعداد مصوب نمایندگان حوزه های انتخابیه مختلف را در وهله اول جمعیت و سپس اهمیت و مسائل خاص اقتصادی- سیاسی- فرهنگی- اجتماعی دیگر معین می کند و در نتیجه هر شهرستان و استان می تواند در نهایت تعداد محدودی نماینده در مجلس شورای اسلامی داشته باشد. البته آیین نامه ها و قوانین مربوط به انتخابات، مجلس و نمایندگان از طرف نهادهای مسئول مانند وزارت کشور، شورای نگهبان یا آیین نامه های (داخلی) مجلس به طور مفصل وظایف و اختیارات نمایندگان و چگونگی جلسات آنها را بیان نموده اند و در اینجا فقط نکات خاص و دارای اهمیت بیشتر ذکر می شوند.
وضع و تصویب قوانین نیز طبق معمول اغلب با طرح نمایندگان مجلس و بررسی در کمسیون های تخصصی مربوطه و سپس در صحن علنی مجلس با رای اکثریت مورد تایید یا رد قرار می گیرند و در مواردی لوایحی نیز از طرف دولت برای بررسی و تصویب به مجلس ارائه می شوند. در نهایت دولت و دستگاه های اجرایی دیگر ملزم به رعایت قوانین مصوب مجلس هستند. تایید صلاحیت، تذکر، سوال و استیضاح وزیران، سوال از رئیس جمهور و تحقیق و تفحص در موارد خاص و یا به سفارش نهادهای دیگر نیز از توانایی ها و اختیارات مهم مجلس و نمایندگان آنهاست. پیشنهاد و مشاوره به دولت و نهادهای دیگر، برای نمونه در انتخاب مسئولان و مدیران مناطق و حوزه انتخابیه نمایندگان، نیز از امور کاری متداول نمایندگان است. هنوز کار اصلی نمایندگان در کنار توجه به مسائل ملی، پیگیری مسائل و تلاش برای رفع مشکلات مختلف از اقتصاد و اجتماع تا فرهنگ و سیاست در حوزه انتخابیه/کاری و نمایندگی آنهاست.
به عبارتی دیگر، رسیدگی به امور حوزه انتخابیه، از جمله پیگیری در انجام و تلاش برای تصویب طرح ها و اقدامات اساسی و حتی جزئی مربوط به تک تک افراد از کارهای مرسوم اغلب نمایندگان مجلس است و در قانون نیز مورد تاکید است. در عین حال، از آنجا که سیستم دولتی/اداری ایران در عمل بر پایه چانه زنی و تلاش نمایندگان در اخذ رای و جلب نظر نمایندگان دیگر، وزراء و حتی رئیس جمهور است لذا چابکی/زبدگی، قدرت و توانایی گفتگو، تلاش موثر و رایزنی، واقعیات و عوامل مهمی در پیشبرد اهداف نماینده و امور مربوط به حوزه انتخابیه اش هستند.
در کل، عبارت/اصطلاح نمایندگان ملت، مفهومی غنی و عمیق در تمام نظام های دمکراتیک دنیا بر پایه رای مردم است و در ایران نیز اصل موضوع مترقی و همواره مورد حمایت از جانب دولت ها، حکومت ها و نهادها و افراد و گروه های مختلف بوده است به جز در بعضی موارد، مانند به توپ بستن مجلس! و یا اینکه نمایندگان خاصی یا از کاندید شدن محروم (مانند منتقدان شدید حکومتها و دولتها) و یا با بایکوت صوتی و تصویری و یا سرکوب و فشار و پیگیری و تعقیب در برهه های مختلف قرار گرفته اند هرچند که در وضع قوانین کنونی تصریح شده است که نماینده در انجام امور نمایندگی اش نباید به علت صحبت ها و امور مربوطه تحت تعقیب کیفری قرار گیرد و بعبارتی مصونیت پارلمانی دارد.
**از مزیتها و معایب سیستم کنونی مجلس در ایران
از مزیت های سیستم مجلس در ایران، مانند بسیاری از مجالس دنیا، اصل شور و مشورت و مبنا بر تصمیم گیری های بر پایه عقل و خرد جمعی است که هم از نظر دین و هم عقل و علم و دانش مدرن بشری مورد تایید است علاوه بر نکاتی که در بالا عنوان شد، اما به طور صریح، محدود کردن حضور نمایندگان به مجلس به علل اعتقادات و یا دیدگاه های سیاسی حتی خیلی متفاوت و یا ترس از صحبت و گفته های منتقدانه از جانب بسیاری از نمایندگان، از دید افراد مستقل و مترقی، عیب های بنیادی محسوب می شوند هر چند که محدودیت های برای افراد و در کاندیدا شدن، مانند تحصیلات و توانایی های خاص دیگر، شاید مزیت محسوب شوند که این موارد هم جای بحث بیشتر دارند.
از این مهمتر، شاید ساختار و نوع مجلس در ایران است که به نظر می رسد که از نظر کارکرد و تاثیرات مفید در زندگی و برداشتن تبعیض و برقراری عدالت از جنبه های مختلف از اقتصاد تا اجتماع و فرهنگ و سیاست در حد اعلاء نیست و با واقعیات موجود در نظام ها و رویکردهای جاری در فرهنگ/اجتماع/سیاست بطن جامعه و نه نظام تعریف شده، همخوانی مطلوب و ایده الی ندارد. برای نمونه، کمتر انسان عاقل و متمدنی هست که به ساختار کم و بیش متفاوت نواحی و مناطق مختلف ایران از جنبه های مختلف اذعان نداشته باشد؛ از جمله است وجود اقلیم های جغرافیایی متفاوت، مردمان با زبان ها و فرهنگ های کم و بیش متمایز و حتی معدود ادیان و مذاهب به اصطلاح اقلیت در کشور. اینکه آیا مجلس کنونی می تواند و یا آنها را پوشش می دهد سوالی است با پاسخ تقریبا معلوم؛ و پاسخ این است که جمعیت و معیارهای دیگر، اغلب غیر از شاخص های ذکر شده در بالا، تا آنجا که به دولت و حکومت مربوط است، برای صلاحیت و تعداد نمایندگان استان های مختلف و اختیارات و توانایی های آنان تعیین کننده هستند و سیستم متمرکز و یکپارچه جاری در کشور، در بسیاری از این موارد و تفاوت ها و حقوق مردم یا مسکوت است و یا آنها را نادیده گرفته است و درکل آن موضوعات و مسائل در ساختار کنونی مجلس و دولت اعتبار عملی چندان ندارند. ممکن است کسی بگوید که نمایندگان مناطق مختلف از مردم آنها هستند و اغلب دارای فرهنگ و زبان و دین و مذهب مشترک با آنها! ولی بحث این است که آیا اصلا مجال این چنین بحث هایی وجود دارد و یا در اولویت با وضعیت کنونی قرار می گیرند؟
این درحالیست که در کشورهای با شرایط کم و بیش مشابه، بسیاری از این موارد بخوبی رعایت شده اند. بعنوان نمونه، در غالب کشورهای دارای تنوع و تکثر به اصطلاح قومی و مذهبی و یا در کشورهای پهناور با اقلیم های جغرافیایی و یا تفاوت های دیگر مهم برای زندگی اجتماعی مردمان، با وجود سیستم های اداره غیرمتمرکز دولتی و بعبارتی فدرال، بسیاری از این موارد که در کشورهایی مانند ایران همواره تبدیل به مساله و یا مشکلات با تلفات مادی و معنوی شده اند، تقریبا حل شده اند. برای مثال، مجلس ایالتی بدون توجه به جمعیت، بافت و یا کوچکی و بزرگی هر ایالت، تعداد یکسانی نماینده را به هر ایالت بر پایه رای مردم اختصاص می دهد که در مورد امور ایالتی، مانند قوانینی که درباره امور و حقوق مختلف مردم در ایالت ها بدون توجه به جمعیت و بزرگی و کوچکی آنهاست قانون وضع می کند؛ از این جمله است تصمیم گیری درباره موضوعات مهم و وضع قوانین در امور با اهمیت کل کشور در زمینه حقوق فردی، مدنی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی و یا ورود به مسائل کلان مربوط به کل کشور مرکب از ایالت ها، بدون تمرکز به ریزه کاری های امور اجرایی و مناطق خاص، که این موارد آخر در حیطه وظایف مجلس نمایندگان قرار می گیرند. به عبارتی، مجلس نمایندگان کم و بیش ساختار مشابه با مجلس کنونی ایران دارد که با توجه به جمعیت مناطق و نواحی (یا ایالتها)، اغلب در مورد امور اجرایی، معیشت و مسائلی از این قبیل و کارهای که مربوط به آن جمعیت خاص است شور و مشورت و وضع قوانین می کند. در مواردی نیز ترکیب و نشست هایی مشترک هر دو مجلس ایالتی و نمایندگان در اموری مهم و کشوری تشکیل و به راهگشایی از مسائل و مشکلات و وضع قوانین می پردازند.
بنظر می رسد که کشور ما نیز به ساختاری مشابه به منظور دقیق شدن در موضوعات گوناگون مربوط به مردم، تفکیک امور و کارها و بهبود مشکلات و رفع تبعیض های مختلف موجود در مناطق و نواحی مختلف نیاز داشته باشد. در سیستم کنونی جاری در کشور، به نظر این یک نقص اساسی است که تصمیم گیری، تا آنجایی که به مجلس مربوط است، در تمام امور مهم و کلان و خرد کشور و مردمان در نواحی مختلف آن با فرهنگها و رسوم و حتی در مواردی ادیان و مذاهب اندکی متفاوت در یک مجلس نمایندگان که صرفا بر پایه جمعیت و ملاحظات خاص دیگر شکل گرفته است انجام می شود.
برای توضیح بیشتر، قابل توجه است که ملاک بودن جمعیت یک ناحیه در تصمیم گیری ها و وضع قوانین و نفوذ و چانه زنی، در عین حال که هنوز بسیاری در تصمیم گیری های کلان نیز سلیقه ای و ناحیه ای و قبیله ای عمل می کنند، بنظر یک رویه مطلوب و عادلانه نیست. سوال این است که اگر قرار است ناحیه یا منطقه ای جزء کشوری باشد، قاعدتا باید بدون توجه به ترکیب جمعیتی و تعداد افراد و کوچکی و بزرگی آن و صرفا به این دلیل که افراد آن در تابعیت کشور هستند و به دلایل انسانی و عادلانه، باید از امکانات و مزیت های یکسانی با دیگر نواحی بهره مند شوند. این مقوله در توزیع اعتبارات دولتی و هم در مورد نمایندگی مجلس در ایران صادق است که افراد ساکن در مناطق مختلف، صرفا به علت شهروندی کشور باید از توزیع امکانات برابر با مناطق دیگر بهره مند شوند؛ مقوله ای که در کشور ایران از زمان پیاده شدن سیستم متمرکز حکومتی توسط رضاشاه تاکنون چندان رعایت نشده است بجز اینکه بیشتر در ظواهر بعضی امور و یکپارچه سازی های خاص رعایت شده است و مناطق مرکزی و نزدیک به پایتخت متمرکز، همواره از نظر توسعه حداقل اقتصادی و امکانات رفاهی چندین پله از مناطق دورتر از پایتخت، بویژه مناطق مرزی، عقب افتاده/نگه داشته تر هستند.
در عین حال که به جای سعی در یکپارچه سازی/عادلانه کردن توزیع اعتبارت و امکانات اقتصادی و تکنولوژیکی، متاسفانه سعی در یکپارچه سازی شاخص های دیگر زندگی اجتماعی مردم مانند زبان و فرهنگ آنها شده است که بی شک به جای مزیت، مشکلات را بیشتر می کند چرا که تعیین تکلیف و اعمال سلیقه در/ برای زندگی گروهی مردم و زبان و فرهنگ و نوع زندگی اجتماعی آنها و یا اموری که از کنترل و تصمیم گیری آنها خارج بوده است، از دید عقل سلیم و علم و دانش بشری مورد پذیرفته نیست. در بهترین حالت دولت لازم است در بسیاری از موضوعات و مسائل تنها مشاوره، راهنمای و یا نظارت داشته باشد اما در حیطه معیشت و نیازهای دیگر مردم از جمله اقتصادی، دولتها وظیفه تسهیل امور و حمایت و بلکه تامین آنها را دارند.
کارکرد دیگر مجلس، تایید و رد صلاحیت وزیران، سوال از آنها و رئیس جمهور و در کل نظارت بر دولت و کار اجرایی آن است که در سیستم جمهوری اسلامی ایران، که رئیس جمهور با انتخاب عمومی مردم برگزیده می شود و با ساختار موجود، برقرار است. سیستم مشابه و شاید کارآمدتر دیگر سیستم پارلمانی برای انتخاب رئیس جمهور، نخست وزیر و سایر وزیران است که در بسیاری از کشورها بر عهده مجالس برآمده از رای مردم در حوزه های مختلف است. به نظر می رسد که سیستم انتخاب پارلمانی، در انتخاب رییس جمهور و نخست وزیر از میان نمایندگان و یا غیر آنها بر پایه معیارهای اثرگذار و کاربردی با شور و مشورت جمعی نمایندگان از پختگی بهتر برخوردار و نتیجه در انتخاب های معقولانه و مفیدتری بنماید که این بحث جدای دیگری است. البته در کشور ایران با وضعیت کنونی و فعالیت محدود احزاب و نبود احزاب قدرتمند و مستقل، اینکه آیا چنین سیستمی مفید خواهد بود، جای سوال و مفید بودن آن محل تردید خواهد بود.
موارد مشابه و بحث در مزایا و معایب سیستم کنونی مجلس ایران، مورد بحث اینجا نیست. بحث اصلی در این نوشته این است که با ساختار و قانون و مجلس کنونی کشور و اختیارات و توانایی هایی که نمایندگان می توانند داشته باشند، چه می توان در عمل انجام داد و در مقابل نمایندگان و کاندیداها چه مواردی را مطرح می کنند و یا اینکه در اصل با چه پشتوانه و بر طبق چه تصورات و یا استدلال هایی خود را لایق نمایندگی مردم در مجلس (و یا در مواردی دیگر) می دانند؟
**واقعیاتی موجود از علل کاندیداتوری و نمایندگان
واقعیت این است که قانونگذاری و نظارت بر کار دولت و رسیدگی و پیگیری امور و مسائل مربوط به حوزه انتخابیه و مردم آن از کارها و اختیارات جاری نمایندگان مجلس است. اما چرا بعضی در هنگام تبلیغات پا را از این حدود هم فراتر می گذارند و برای ورود به مجلس وارد حوزه اجرائیات با ادعاهای اجرایی فراوان نیز می شوند؟! قبل از پرداختن به این، در مورد این نکته مهم که علت اعلام کاندیداتوری عده زیادی برای نمایندگی مجلس بدون تامل و تحقیق جدی در توانایی ها، قدرت و جسارت خود از یک طرف و اختیارات آتی نمایندگان مجلس از طرف دیگر و طرح مسائل عامه پسند چیست؟ اصولا چه معیارهایی برای انتخاب نمایندگان بجز آنچه در قانون رسمی کنونی آمده است باید از دید بی طرف و منطقی ملاک مهم باشند؟ فکر و علم و دانایی، نفوذ موثر، قدرت اقتصادی یا سیاسی، جایگاه مردمی و… یا چه؟ از طرفی دیگر، مردم نیز بر چه پایه و طبق چه اصول و معیارهایی برای انتخاب نماینده تصمیم می گیرند؟ و آیا تصمیمات آنها بر پایه های معقول و منطقی است؟ اگر آری چرا و اگر نه راه حل روشن و آگاه نمودن آن قشری که برپایه های ناصواب تصمیم می گیرند چیست و همچنین وظیفه افراد آگاه و نخبگان جامعه از یک طرف و دولت و حکومت از طرف دیگر در این موارد چه می تواند باشد؟
اینکه چه چیزهایی در جامعه و به طور عملی ارزش شده اند سوال است و واقعیت هم این است که مردم بیشتر بر پایه تصورات و افکار خود و ارزش هایی که برای آنها مهم هستند تصمیم می گیرند؛ اما در این میان، احساسات و سلیقه و مسائل جانبی دیگر نیز وجود دارند و جای تامل و بررسی بیشتر هستند. اینکه آیا این واقعیات با حقایق و معیارهای عقلی و علمی و یا تعالیم دینی و آنچه در واقع درست است همخوانی دارند جای سوال است. واقعیت این است که آنچه دهه ها و بلکه سده های اخیر فرهنگ و رسومات و فکر و عمل مردم ایران را ساخته است لزوما بر چارچوب های درست و عقلانی و علمی و حتی با باورها و تعالیم صحیح دینی مشترک نیز همخوانی چندانی نداشته اند که می توان نمونه های مختلف از سیاست تا فرهنگ و اجتماع و اقتصاد را در تایید این ادعا حداقل در سده اخیر مثال زد. در اینجا نیز واقعیاتی موجود با نگاه به ایلام بیان می شوند اگر چه بنظر، کلیت در تمام کشور هم کم و بیش همین باشد.
دلایل اظهاری کاندیداهای نمایندگی مجلس اغلب کمک به پیشرفت حوزه انتخابیه و پیشرفت و اشتغال جوانان و امور مختلف مردم آن، داشتن افکار و ایده ها و توانایی های اظهاری فراوان، بیان اینکه جسارت و جربزه زیاد دارند و فکر می کنند که می توانند بسیاری از عیب های جاری را بدرستی تغییر دهند، تبعیض هایی که در مقایسه با مناطق دیگر کشور می بینند را برطرف کنند، اینکه می گویند نمایندگان قبلی غالبا کم کار بوده اند و یا ناشایسته و یا به قول جمله معروفی که قبلا می گفتند فلان نماینده وقت صحبت خود را فروخته است! و اینکه اینان مظهر خوبی های فراوان برای استان خواهند شد و غیره! تا اینجا بنظر خیلی از صحبتها و ادعاها کلیشه ای، تکراری و مشترک غالب کاندیداها است و حرف های اولیه هم کم و بیش مشابه اند.
اما دلایلی که مردم به این افراد رای می دهند نیز در استان ایلام متغیر است. دلایل ایل و طایفه ای نیز مانند بسیاری از مناطق کشور کم و بیش وجود دارند اگر چه کمرنگ تر از گذشته شده اند ولی در مواقعی همین پشتوانه های ایلی و طایفه ای اثر گذار اصلی می شوند. اینکه کدام نمایندگان، به قول مردم، مردمی هستند! و در بین مردم و مراسم و فاتحه خوانی و مجالس مختلف حضور دارند نیز مورد دیگر و جای تامل و بحث جدی است. اینکه کدام کاندیدا و نماینده احتمالا قول محکم تری برای اشتغال فلان کس و قوم و فامیل و آشنا ارائه دهد و یا برای گروهی از رای دهندگان مفید واقع شود، نیز از فاکتورهای مهم است! نفوذ در سیستم، یا به اصطلاح عام پارتی داشتن و به عبارت محترمانه تر، قدرت اجرایی و شناخته شده بودن نیز از فاکتورهای مهم رای دادن به افراد خاص است. اینکه کدام کاندید پول و قدرت بیشتری دارد و احیانا می تواند به عده ای کمک کند حتی اگر شیرینی، نهار یا شامی و یا پرداخت وجه اندکی باشد، هنوز هم عاملی موثر و البته تاسف بارتر است.
البته که مردمی بودن! و یا شرکت در مراسم و مناسبات و سلام و علیک با مردمان مختلف خصلتی نیکو و همواره مورد تایید است به شرطی که در عمل هم چنین اتفاقات و تفکرات و اعتقاداتی نسبت به مردم از طرف کاندیدها وجود داشته باشد. متاسفانه، سوء استفاده از این رفتارهای در اصل صحیح، ولی تظاهر در مواردی فراوان، باعث فریب بسیاری از مردمان پاک دل از طرف عده ای فرصت و منفعت و قدرت طلب شده است. اینکه چه معیارها و نشانه ها و کارهایی باید انجام شود تا مردم با افکار و عملکرد و اعتقادات قلبی و احساس واقعی و دلسوز بودن یا نبودن کاندیداها در قبال مردمان و منطقه شان مطمئن شوند، مسلما کاری ساده نخواهد بود و لازم است مورد تحقیقات جدی قرار گیرد. البته ضروری است که از طرف آگاهان جامعه و یا نهادها و سازمان های مسئول تلاش های مفید و بی طرفانه ای در این زمینه برای روشن کردن افکار عمومی به منظور تاثیر گذاشتن در تصمیمات درست از طرف آنها، انجام شود.
اینکه کدام کاندیداها شایستگی و قدرت و توانایی واقعی دارند در بسیاری موارد و در میان هیاهوی تبلیغات و تظاهر و فراهم نبودن فضای واقعی برای شناسایی افراد مناسب و توانا بر پایه معیارهای معقول و منطقی، به حاشیه می رود. بعبارتی دیگر، متاسفانه ناآشنا بودن بسیاری از مردمان ساده دل منطقه ما با اختیارات و توانایی های نمایندگان و واقعیات موجود، مقهور تبلیغات و تظاهر و یا شانتاژهای خاص بعضی کاندیداها شدن و آشنا نبودن با مناطق مختلف و یا سنتی بودن فراوان در بعضی از زمینه ها و یا وجود بعضی کمبودها و مشکلات و درگیر بودن آنها در آن موارد، باعث تصمیمات اشتباه می شود که در نهایت آسیب و ضرر آن برای خودشان است. همچنین است تصمیمات صرفا برپایه معیارهای ایل و طایفه ای- درحالیکه مردمان منطقه کم و بیش فرهنگ و زبان و رسوم و دین و حتی مذهب مشابه و یکسان دارند، منافع شخصی یا گروهی (از قبیل استخدام فلان شخص، اعضای خانواده و دوستان و آشنایان)، تصمیمات برپایه معیارهای کاذبی مانند پول و ثروت اقتصادی طرف، سابقه مدیریتی با عملکرد نامعلوم و موارد مشابه. در کل، ناآگاهی و عدم شناخت صحیح بسیاری از مردمان ما در امور مربوط به انتخابات، از اختیارات و وظایف نمایندگان تا شناخت دقیق کاندیداها، متاسفانه عدم توسعه فکری قشری از مردم که رای و تصمیمات غیرمنطقی و یا بیشتر احساسی می گیرند، مشکلاتی هستند که نیاز به بررسی و تلاش جدی برای بهبود دارند.
با این وجود، شوربختانه، واقعیات همیشه با خوداظهاری منطبق نیستند! بنظر می رسد که عده ای از کاندیداهای نمایندگی به جز شعارهای خوب و قشنگ که ذکرشان رفت به دلایل و از ریشه های دیگر خود را نامزد می کنند سوای از اینکه حتی آن شعارهای قشنگ نیز به ذهن عده ای از آنها، که می توانند از اقشار و سطوح مختلف حتی تحصیلات آکادمیک هم باشند، نمی رسد. از جمله است عده ای که به پشتوانه ثروت و پول مازاد، که اغلب هم از رانت ها و راه های غیرقانونی کسب نموده اند و با توجه به شناختی که از انتظارات و سطح فکر و توقع عده ای از مردم جامعه دارند، خود را به معرض نمایش می گذارند درحالی که بسیاری از آنها نه سطح فکر عمیق و گسترده و نه شناخت کافی از مسائل و مناسبات مختلف دارند و نه توانایی و جسارت لازم یک نماینده ایده ال مجلس را . عده ای نیز به زعم بنده دچار توهم هستند و به جز اینکه افکار و فهم درست و جامعی از مسائل و مشکلات ندارند و در واقع شایستگی نمایندگی را در کمترین حد ممکن دارا نیستند اما با اعتماد به نفس کاذب وارد میدان می شوند درحالی که شاید به جز همان مادیات و آشنایی و شناخت حداکثر یک طایفه و یا خیلی خیلی زیاد یک ایل از آنها هیچ پشتوانه معقول و مناسب مناسبات عصر حاضر ندارند اما با این وجود خود را لایق نماینده شدن در حد اعلاء می دانند! عده کمی نیز دل گرم به جایگاه های خاص اداری و سیاسی گذشته و حالشان و یا مناسبات و ارتباطات درون دولتی و سازمانی هستند و در مواردی امیدوار به استفاده از رانت های دولتی و حکومتی خاص یا از طرف شرکت ها و موسسات محدودی هستند.
در این میان نیز هستند کسانی که نه برپایه معیارهای کاذب و یا خودساخته و یا استفاده از امتیازات خاص دیگر و صرفا بر پایه توانایی های خود و با معیارهای صحیح مانند افکار و گفته ها و دیدگاه های نو و کاربردی و جامع و عمیق و با نگاهی درست به مسائل و مشکلات و داشتن راه کار با مطالعه و تحقیق وارد میدان می شوند. در میان اینان نیز افراد دلسوز، با جسارت و رها شده از عقده و روزمرگی ها و ادا و اصول های مدیریتی و خود گم کردن های سطحی نیز بی شک متاسفانه کم هستند بویژه در ایلام. به بیراهه رفتن واژه خدمت در بسیاری از دستگاه های اداری و باندبازی های غیرواقعی، که با اعتقاد و فکر واقعی افراد تطابق چندانی ندارند و خود را چسپاندن به این جریان و آن جریان صرفا به منظور رسیدن به منافع شخصی یا گروهی کوچک و تظاهر و شعار دادن های توخالی عده ای در دستگاههای اجرایی و همچنین از کاندیداهای نمایندگی مجلس، واقعیت های تلخی در ایلام نیز هستند که با سبک جاری و گسترش و نفوذ این رویه، مردم نیز گرفتار مسائل مشابه و بعضا تصمیم گیری های غلطی شده اند، در واقع می توان گفت که قسمت عمده عدم توسعه منطقه ایلام، به زعم بنده، ناشی از نبود مدیران و افراد کار به دست و موثر توانمند با احساس مسئولیت مانند خانه و زندگی خود به استان و تعلق به آن و در کل باهویت منطقه است و البته که در این میان قدرت مانور و اختیارات آنان از طرف مسئولان بالاتر نیز بحث اساسی است. اینکه چرا در ناحیه ای مانند ایلام این چنین وضعیت های رایج و مشکلات اداری و مدیریتی در بعضی مراکز دولتی به شیوه ای معیوب است، مسلما نیاز به مطالعات و تحقیقات مختلف کارشناسان اجتماعی، فرهنگی و سیاسی دارد و مورد بحث اینجا نیست.
واقعیت بسیاری از مردمان منطقه ایلام نیز، متاسفانه نداشتن آگاهی کافی از بسیاری از مسائل و مناسبات رایج امروزه در جوامع پیشرفته، ندیدن و یا کم دیدن نقاط مختلف با تامل و تفکر و کم آشنایی با پیشرفت های مختلف جوامع و مناطق گوناگون حتی در کشورمان از جنبه های مختلف اعم از انسانی و معنوی و مادی دیگر است در کنار بعضی از طایفه گرایی های بی ربط به مساله و قاطی کردن بسیاری از مسائل با هم! مانند اینکه لازم است بدانیم که اگر گروهی یا طایفه ای به واسطه ویژگی های خوبی در زندگی اجتماعی و یا فرهنگی یا شخصیت های خاص شناخته شده اند این مربوط به همان حوزه هاست و نمی توان با تعصب (به معنی جانبداری از چیزی غلط) آن طایفه که متعلق به خود است را برتر و بهتر از دیگران دانست! کما اینکه پنهان کردن هویت خود نیز فاجعه بارتر از این است. مشکلات اقتصادی و معیشتی مانعی دیگر برای توجه افراد به معیارهای اساسی و اصولی در انتخاب نمایندگان هستند و در واقع معیارهای سطحی/ظاهری و تبلیغات و پول و قدرت خاص همواره عواملی تاثیر گذار بوده اند؛ بطوریکه اگر بگوییم که پرداخت ده هزار تومان پول نقد به بعضی مهمتر از آشنا کردن آنها با حق و حقوق بنیادی شان بعنوان شهروندان جامعه و یا توجه دادن آنها به تفکر عمیق در زندگی اجتماعی و انتخاب های درست تر بر پایه منافع جمعی و نه فردی است، شاید بیراه نباشد.
بعبارتی دیگر، این یک اصل پذیرفته شده در میان عالمان دنیاست که افرادی که در نیازها و مایحتاج اولیه زندگی گرفتار باشند خیلی کند به پله ها و معیارهای بالاتر زندگی انسانی و تمدن از قبیل جمعی نگری و گذشتن از خودخواهی ها در مقابل منافع جمعی و برای جامعه، تفکرات و عمیق بودن و دغدغه های برای دیگر همنوعان و رعایت حق و حقوق آنها، می رسند. دلایل اینکه چرا تعداد زیادی از مردم همواره در این نیازهای اولیه به اصطلاح، خور و خواب و خشم و شهوت، هنوز مانده اند، مسلما یک مورد نیست ولی دولتها و حکومتها همواره عاملی موثر و کلیدی بوده اند در این که چرا در عمل و واقع و نه فقط شعار و حرف، مردم در افکار و گفتار و اعمال و تصمیم گیری ها جدی و عمیق نشده اند. بنابراین، بنظر می رسد آنچه که برای جمع کثیری از مردمان لازم است آگاهی بخشی و فراهم نمودن فرصت و امکاناتی است که تصمیمات درست و اصولی حداقل در رای دادن به کاندیداهای نمایندگی، نه بر پایه معیارهای سطحی و ناصواب و غیرمنطقی/علمی بگیرند.
لازم به گفتن است که استان ایلام در سال های گذشته و اکنون نیز نمایندگانی در مجلس دارد که تلاش خود را در حد توان انجام داده اند قابل انکار نیست و قصد تضعیف و یا توهین به کسی هم در این نوشته وجود ندارد بلکه تحلیلی مختصر از واقعیات و مشکلات و مزیت ها با راهکارهای ممکن اجرایی است. در عین حال، قابل انکار نیست که مردم ایلام نیز با گذشت زمان در انتخاب نمایندگان مجلس انتخاب های بهتری داشته اند و افراد کمتر شناخته شده زیادی با توجه به شعارها، ایده ها، توانمندی ها و تحصیلات بهتر را راهی مجلس نموده اند و تا حدی از مناسبات قبلی مانند طایفه گرایی های کاذب و یا معیارهای غیرمنطقی دیگر فاصله گرفته اند…
منبع: پایگاه خبری تحلیلی عصر ایلام