ضرورت بهکارگیری دیپلماسیهای نوین در پسا برجام
حمزه علیشاهی* /دیپلماسی «افکار عمومی»، «دیجیتالی»، «نمادها»، «مردمی»، «لابی گری» و «پارلمانی» در سیاست خارجی بر اساس تعاریف معمول دیپلماسی در کتب کلاسیک علم سیاست، بیشتر اقدامات و تصمیمات دولتها در...
حمزه علیشاهی* /دیپلماسی «افکار عمومی»، «دیجیتالی»، «نمادها»، «مردمی»، «لابی گری» و «پارلمانی» در سیاست خارجی
بر اساس تعاریف معمول دیپلماسی در کتب کلاسیک علم سیاست، بیشتر اقدامات و تصمیمات دولتها در عرصه بینالمللی متضمن پشتوانه قدرت سخت کشورها در حوزههایی چون اقتصاد، جغرافیا، توانمندی نظامی و قدرت سیاسی است؛ اما در تعاریف تازه، آنچه دیپلماسی را میسازد نهفقط قدرت سخت که قدرت نرم یا هوشمند کشورهای مختلف در استفاده از دیپلماسی عمومی، پارلمانی، دیجیتالی، نمادها و بهرهگیری از افکار عمومی و کاربرد آن در عرصه عمل جهت پیشبرد مقاصد و دست برتر و با پشتوانه بازیگران در سیاست خارجی میباشد. بر این اساس و فارغ از تعاریف کلاسیک، جای خالی این نوع دیپلماسیها را میتوان در سیاست خارجی کشورمان در دورههای اخیر مشاهده نمود.
به همین منظور با فعال کردن این بخشها، برخی خلأهای موجود را که در عرصههای رسمی و متعارف در صحنه بینالمللی شاید به خوبی نتوان استفاده کرد، میتوان بدون هزینه اجرا و بهرهبرداری کرد.
در همین راستا نامهنگاری سال گذشته رهبری در هنگام مذاکرات برجام به جوانان اروپا و آمریکای شمالی در عرصه «دیپلماسی عمومی» و ادامه آن به همین شیوه و توسط ایشان و دیگر بزرگان کشور، فعال شدن نمایندگان مجلس جدید که دارای نگاه تخصصی و فنی در این زمینه بوده و همسوتر با دولت به نظر آمده به عنوان «دیپلماسی پارلمانی»، استفاده از کنشگران و فعالین ترجیحاً مقبول و محبوب و دارای وجهه بینالمللی سیاسی و اجتماعی سلایق و گرایشهای مختلف به عنوان «دیپلماسی لابی گری» و فعال کردن دیالوگ، مکاتبات و گفتگوهای بینالمللی و استفاده از زبان بدن و حرکات سمبلیک مانند پیادهروی، گفتوشنود تلفنی و.؛ و ارتباطات نوین دیپلماتیک فارغ از روابط سنتی به عنوان «اقدامات نمادین»، بهرهگیری مناسب از دنیای مجازی و رسانهها مانند توییت و ایمیلهای رد و بدل شده و استفاده کامل از فضای مجازی و صفحات اجتماعی به عنوان «دیپلماسی دیجیتالی» و توجه به خواست و مطالبات مردمی (مانند حق استفاده صلحآمیز از انرژی هسته ایی و همچنین پایان دادن به مناقشه هستهای مطابق تحقیقات میدانی) در قبل و به خصوص هنگام مذاکرات و توافق برجام به عنوان «دیپلماسی افکار عمومی» علاوه بر احترام به خواست مردم کشور و داشتن پشتوانه محکم در هنگام مذاکرات، این اقدامات موجب خشنودی مردم گردیده و در پسا برجام نیز با تکرار و تقویت این نوع دیپلماسیها با توجه به نتیجهگیری تقریباً مطلوب در فرآیند رسیدن به برجام نهایت استفاده را کرده تا علاوه بر برطرف کردن نقاط ضعف احتمالی برجام و کسب تجربه بیشتر و مجدد در پسابرجام بتوان این مدلها را مفهومی و نهادینه کرد.
ضمناً با عنایت به رفتارهای گذشته آمریکا و احتمال بهانهجوییهایی مانند مسائل منطقهای و تسلیحاتی و حقوق بشر و …و احتمال نشستن در پشت میز مذاکره در آینده و در پسا برجام میتوان با بهکارگیری شیوههای مناسب و انواع دیپلماسیهای نوین (که چندین نمونه از آن در این یادداشت ذکر شد) به صورت پیشفرض آمادگی داشته تا علاوه بر افزایش قدرت بازدارندگی و افزایش ضریب امنیتی و دفاعی کشور (سختافزاری) به صور دیگر (نرمافزاری) هم علاوه بر کسب آمادگی و تجربه، بتوان از موقعیتهای به وجود آمده متناسب با شرایط تصمیمگیری کرده و از این شیوه دیپلماسیها بهرهمند گردید تا بازیگران فعال در عرصه سیاست خارجی کشور با مسلح کردن خود به این علوم و فنون از منافع ملی به انحای مختلف و روشهای مدرن دفاع کرده و در آزمونهای بزرگ در عرصه خارجی و به خصوص در پسابرجام با موفقیت همراه گردند.
بنابراین حاکمیت و دولتمردان برای آنکه بتوانند قدرت نرم خود را به رخ حریف کشانده، بایسته است فضا را برای طرح و انجام این اقدامات در مناسبات بینالمللی باز کنند تا بدین طریق قدرت نفوذ دیپلماسیهای نوین و بهکارگیری صحیح از اصول نمادین و دیپلماسی مردمی و دیجیتالی و پارلمانی و؛ و نفس دخیل دانستن مردم در تصمیمگیریهای حوزه سیاست خارجی از سوی دولت محقق گشته و به کارایی و اثربخشی دیپلماسی در برابر زیادهخواهیهای بینالمللی امیدوار بود.
*کارشناس مسائل سیاسی