رويداد بزرگ فرهنگي با طعم رسانه
يونس قيطاني*/ گذرگاه نخستین جشنوارهی فرامرزی مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاههای اینترنت استانهای جدار مرزی غرب کشور ایران و عراق؛ آری! راهی سخت با خارهایی سِمِج؛ سنگلاخی نسپرده با طیره گانی در کمین...
يونس قيطاني*/ گذرگاه نخستین جشنوارهی فرامرزی مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاههای اینترنت استانهای جدار مرزی غرب کشور ایران و عراق؛
آری! راهی سخت با خارهایی سِمِج؛ سنگلاخی نسپرده با طیره گانی در کمین و قندیلهایی بر زمین؛ اما با دورنمایی روشن که از آغاز، پایانش پیدا بود و از خانهای آباد به منزل عافیت راه مینمود. آنچه که به این کوره راه و پیچهای ناپیدایش روشنی میبخشید چیزی جز ارادهی استوار، گامهای مطمئن و همدلی یاران همراه نبود؛ چه بسیار دلسردیها و نامهربانیها که به پیکرهی تنومندِ گروه همدل جشنواره تزریق شد، اما هر بار، پادزهر شعور و شوق اندیشیدن به تعالی راه و رسیدن به مقصدِ موعود، جملگی بیمهریها را خنثی و گامها را استوارتر مینمود.
بذر نخستین جشنوارهی فرامرزی مطبوعات، خبرگزاریها و پایگاههای اینترنتی استانهای جدار مرزی غرب کشور ایران و عراق با همراهی بسیاری از اصحاب رسانهی استان، مسئولان دستگاههای دولتی و البته به برگِرد قطب رکین مطبوعات استان یعنی «خانهی مطبوعات استان ایلام» بر بستری بارور از داشتههای مطبوعاتی و رسانهای استان کاشته شد و با جوهرِ جان و خرد سیراب و در ثانیههای عاشقیِ اردیبهشت، شکُفت و بسیار ثمر به بار آورد تا آنجایی که از این پس، دوستان همراه و «ناهمراه» میتوانند سرِ سیادت برافرازند و هیچگاه زمزمه نکنند: «این خانه قشنگ است ولی خانهی من نیست» بلکه بنیان خانهای شایستهی اهل قلم گذاشته شد که از گزند باد و بارانِ مخالف در امان است.
بسیار خُرسندیم که در اردیبهشت 95 رویدادی بزرگ و فرهنگی با «طعم رسانه» در استان ایلام روی داد که از همان آغاز و از سیمای سبز فراخوانش، فرا رسانهای و فرامرزی بودنش آشکار بود و دلربایی میکرد. آنگاه که بندِ بندِ سیاستهای جشنواره، بر ژرف ساختِ خلعتِ دیبا و دیرپای این کهن سرزمین بر پایهی زخمها و رنجهای مزمن منطقه، فصول مشترک رسوم و سنن و پدیدههای نچسب و نارس و نوپا همچون تروریسم و … گذاشته شد، منتظر چیزی فراتر و آنسوتر از جشنوارهای معمول و متداول بودیم و بهراستی در روزهای 26، 27، 28 و 29 اردیبهشت، خطوط قراردادی جغرافیایی، کمرنگ و کمرنگتر میشد و پایان کار نیز زیر سایهی سنگین رسانه محو شد و جمعی پریشان به وحدت رسید.
در جشنوارهی فرامرزی مطبوعات به میزبانی استان ایلام، محتوا در تمام ابعاد بر ساختار چیره شد؛ از اهداف محتوایی جشنواره گرفته تا پدید آمدن فضایی که نویدبخش تعامل فرهنگی منطقه در سایهی توسعه و امنیت پایدار گرفته تا چریکی عمل کردن تیمها و کمیتههای جشنواره که برخاسته از گستردگی سطح این رویداد بود که گاه و بیگاه تن به هیچ قالب، چارچوب خاص و سیستماتیک نمیداد. آنچه که بود و بر ما گذشت بسیار سخت و فرسایشی اما با فرجامی شیرین همراه بود. همدلی و همراهی مسئولان مرتبط استانهای شرکتکننده در آغاز راه، نویدبخش پایانی خوش و درخورِ این قشر فرهیخته و ارزشمند بود و درنهایت آنچه که خستگی را از تنها بیرون کرد، همانا رضایت میهمانان داخلی و خارجی بود که امید داریم سفیرانی خوشخبر برای اهالی دیارشان باشند که قطعاً با سیلِ سلام و سپاسشان اینگونه خواهد شد.
بهراستی چه چیز گواراتر از آنکه میهمان از سفرهی اندوختهی میزبان، توشهی نیاز بردارد و خشنود برگردد!؟
از اینکه تا حدود زیادی به اهداف از پیش طراحیشده دست پیداکردهایم ما نیز چون شما خوشحالیم و به سربلندی دیارمان میبالیم، اما آنگاه خاطرمان آسوده میگردد که این راه رفته به کور راهی بیپایان نینجامد و به راهی یکبار رفته، تبدیل نشود؛ بلکه سال به سال شاهد آبادی و همواریاش باشیم بهگونهای که استانهای مشمول گسترهی جغرافیایی جشنواره در راه برگزاریاش کوشا باشند و گوی سبقت را از یکدیگر بربایند و با درایت مسئولان و اصحاب رسانه، شاهد دایر شدن دبیرخانهای دائمی برای این رویداد بزرگ فرهنگی – رسانهای باشیم.
و چه قدر زود دلتنگ شدیم برای روزها و شبهای روشن جشنواره! جشنوارهای که بلوطهای کهنسال، این شناسنامههای اصیل و دیرپای زاگرس نیز در آن سهمی داشتند؛ بلوطهایی که حصارِ سربی نگاتیو را برنتافتند و آتش درون را سخاوتمندانه ارزانی روشنی راهمان نمودند …
* کارشناس مسوول امور مطبوعات فرهنگ و ارشاد اسلامی استان ايلام