نخبگان ناكارآمد مانع توسعه جامعه اند
اختصاصي جامك/ محمدرضا تمري: در هرجامعه آنان که همیشه در مرکز توجه در درون و بیرون جامعه قرار می گیرند نخبگان حاکم در آن جامعه خواهند بود حال باتوجه به اینکه چه قوانینی برچه جامعه ای حاکم است مراکز...
اختصاصي جامك/ محمدرضا تمري: در هرجامعه آنان که همیشه در مرکز توجه در درون و بیرون جامعه قرار می گیرند نخبگان حاکم در آن جامعه خواهند بود حال باتوجه به اینکه چه قوانینی برچه جامعه ای حاکم است مراکز قدرت وحاکمیت ها فرق خواهند کرد.
اگر پرسیده شود نخبه به چه کسانی گفته می شود باید گفت: در هر جامعه گروه یا گروه هایی برای افراد جامعه تصمیم گیری می کنند که به آنها به اصطلاح نخبه یا نخبگان حاکم آن جامعه گویند.
البته این نخبگان با توجه به نوع قوانین و نظام های حاکم در هر جامعه تفاوت کرده وتاثیرات متفاوتی در جامعه خواهند گذاشت. جوامع از نظر نظام حاکمیت برجامعه؛ با هم تفاوت دارند؛ دربعضی از کشورها که شفافیت نظام سیاسی حاکم مشخص وقدرت حاکم بر گرفته از واقعیت های جامعه است. مسلما”نخبگانی درراس قدرت خواهند بود که هم وغم آنها دغدغه واقعی آن جامعه خواهد بود وتصمیمات وسياستگذاری های آنها چیزی جزء خواسته های افراد جامعه و توسعه منافع ملی نخواهد بود.
اگر در چنین جوامعی یکی از نخبگان دچار خطایی شود؛ آنقدر شفافیت وجود خواهد داشت که توسط افراد جامعه مورد بازخواست قرارگیرد و از سیستم حاکمیت طرد شود. .ولی در جوامع توسعه نیافته ودر حال توسعه که معمولا” شفافیت ها زیاد نیست واحزاب وگروه ها کاملا” فصلی و موسمی هستند و هر از چندگاهی فعالیت آنها فراز و فرودهایی دارد و توده های مردم هم به درجه ای از عقلانیت نرسیده اند که وظیفه شهروندی خود را از حد رای دادن تعصبی وکور کورانه بالاتر ببرند؛ معمولا”دچار حاکمیت نخبگانی می شوند که هدفی جزء رسیدن به قدرت برای خود متصور نیستند و اگرهم از مردم و مشکلات آنها دم می زنند؛ فقط وفقط برای جذب آرا آنهاست نه چیز دیگر. واز هر ترفندی که می تواند آنها را به هدف برساند استفاده خواهند کرد.
در عصری که جهان اول امروز ما به آن رسیده است؛ اطلاعات و دانایی که ابزار توانستن هستند حرف اول می زنند.این دانایی وعقلانیت از مصادری صادر خواهد شد که مراحل دانایی وتوانایی از بستری به وجود آمده که آموزش وتعلیم وتربیت اساس کار تصمیم گیران آن بوده و تلاش آنها پرورش شهروندانی بوده که بتوانند قدرت تشخیص انتخاب صحیح از ناصحیح وخوب از بد را داشته باشند اما در جهان توسعه نیافته چون این بستر فراهم نبوده و مراحل رشد عقلانیت مقطعی وگاهی با فواصل زیاد وپراکنده که خود عوامل گوناگونی دارد، بوده است. این مهم صورت نگرفته و جامعه به رشد عقلانیت کافی نرسیده است.
وقتی که در چنین جوامعی، سازوکارهای جهان اول اجرایی می شود، نتیجه آن ظهور نخبگانی است که عقلانیت سیاسی آنها درحد همان محیطی خواهد بود که در آن پرورش یافته اند وچیزی بیشتر از آن نخواهند دانست . لذا ابتدای امر تلاش خواهند کرد که به درجه ای از قدرت برسند و بعد از آن هم تلاش خواهند کرد که آن را حفظ کنند. در هردوی این مراحل اقداماتی انجام خواهند داد که فرسنگ ها با نخبگان حاکم جهان اول فاصله خواهند داشت.
گفتیم که کار نخبگان سیاسی، سیاستگذاری است وطبق تعریف دکتر حسین قریب : سیاستگذاری عبارت است از «آگاهی هوشمندانه در زمینه انتخاب میان راه های جایگزین برای اداره جوامع» بدیهی است که سیاست گذاری عمومی در پی حل مشکلات عمومی جامعه است و این سیاست گذاری ها توسط نخبگان حاکم جامعه صورت می گیرند.
نخبگان حاکم؛ بر حسب نگرش و دیدگاهی که از جامعه و رابطه آن با جهان و تمدن بشری دارند که به سیاست گذاری می پردازند.
با مشاهده وضیت فردی و همچنین اوضاع اقتصادی و اجتماعی جوامع مختلف این نکته بدست می آید که به زعم برخورداری همه انسان از عقل، وضعیت افراد، گروه ها و جوامع با یکدیگر دارای تفاوت ها و اختلاف های فاحش و اساسی است. دسته ای در فقر و فلاکت و دسته ای در رفاه و آسایش بسر می برند. گروهی در زشتی ها و پلیدی ها و گروهی در سلامتی و سعادت هستند. دلیل این همه تفاوت چیست و ریشه این همه اختلاف کجاست ؟
در پاسخ باید گفت رمز این قبیل تمایز ها و اختلاف ها را عنصر برخورداری از عقل توجیه نمی کند. چون همه افراد و نخبگان جوامع مختلف، از عقل بر خوردارند ولی باز هم اختلافات و تفاوت های فاحش بین آن ها وجود دارد.
بنابراین دلیل تفاوت را باید در عنصر دیگری تحت عنوان نحوه وچگونگی بهره گیری از عقل جستجو کرد. اگر به خوبی از عنصر عقل بهره برداری نشود. نمی توان امیدوار به رشد، پیشرفت، تکامل وارتقاء وضیعت انسان وجوامع انسانی بود.
سوء تدبیر و بداندیشی، نمایانگر ضعف بهره گیری از عقل است. ضعف مذبور موجب شکل گیری فقر، تنگدستی، معضل های اقتصادی جامعه و همچنین وضعیت نامطلوب معیشتی و روحی افراد وگروه های جامعه می شود. چگونگی برخورداری بهره برداری های متفاوت از عقل، انواع تصمیم گیری ها وسپس انواع سیاستگذاری ها را در نزد نخبگان در برخواهد داشت واین چگونگی تفکر وتعقل دارای آثار بیرونی متفاوت ومحصولات گوناگون خواهد بود. :«کارکردهای انواع عقل،حسین قریب».
تحول اجتماعی و همچنین تغییرهای اساسی و بنیانی در وضعیت معیشت و زندگانی فردی وجمعی انسان ها در طی تاریخ، محصول دانایی آگاهانه اوست. دانایی آگاهانه انسان ها تاثیر مهمی در توانایی آنها خواهد داشت. در جوامع توسعه نیافته چون نخبگان آنها از دانایی آگاهانه کمتری برخوردارند ،لذا توانایی آنها محدود خواهد بود واین محدودیت در توانایی، سیاستگذاری های ناقص به دنبال خواهد داشت ونتیجه سیاستگذاری ها در عرصه سیاسی واجتماعی به حاکمیت نخبگانی خواهد انجامید که هنری جزء رسیدن به قدرت نخواهند داشت.
این نخبگان تمام تلاش خود را بکار می گیرند تا موقعیت خود را حفظ کنند. و برای رسیدن به این مهم، اقداماتی انجام خواهند دادکه ضرورتا” خروجی آن، مزیت خاصی برای عامه مردم درپی ندارد بلکه تلاشی است برای بقاءخود. درچنین جوامعی که نخبگان با کیفیت پایین حاکمیت دارند، دارای خصوصیات منحصر بفردی هستند که ویژگی های آنها از جوامع توسعه یافته نمایان می کند. در این گونه جوامع اراده معطوف به قدرت و منافع شخصی در پی است وکیفیت نخبگان قذرت پایین است وریا کاری قانونی وجود دارد و دانش سیاسی بسیار محدود و مدرک گرایی حرف اول می زند. این نخبگان دارای ذهنیت کوتاه مدت بوده وتوان تحلیل های کلان و آینده نگری محدودی دارند. دراین گونه جوامع کولونی حامی پروری وجود دارد و افول اخلاق سیاسی بسیار بالاست. دراین گونه جوامع اصلا” امکان ندارد اخذ یک رانت بدون رابطه باشد چون در این جوامع بازار های سیاسی حاکمیت دارند و خارج از حلقه آنها امکان ورود نخواهند داشت در این جوامع از شکل خاصی از سرمایه داری حمایت می شود که نفع خاصی به حال عاما مردم نخواهند داشت. بلکه تلاش است که حلقه نخبگان قدرت را حفظ می کند و حامیان آنها بیشتر منتفع خواهند کرد. برای اینکه یک جامعه دچار حاکمیت چنین نخبگانی نشود باید بستر های پرورش و ورود نخبگان به کانون قدرت را تغییر داده و زمینه آگاهی و پرورش عقلانیت جامعه را فراهم نمایند البته امروزه با توجه به گسترش دانش و آگاهی و اطلاعات جوامع مختلف ، حاکمیت این نخبگان رو به افول خواهد بود. اما برای اینکه این جوامع سیر ترقی را طی کنند باید تغییر اساسی در پرورش و انتخاب نخبگان حاکم خود ایجاد کنند واین کار را باید از پایه وبستر های جوامع خود از ابعاد گوناگون اجتماعی وفرهنگی وسیاسی شروع کنند .تازمینه تغییرات اساسی در پرورش استعدادهای سیاسی واجتماعی خود فراهم نمایند .وقوه ی انتخاب خوب وعقلانیت برتر را در شهروندان خود پرورش دهند .که محصول آن انتخاب نخبگان با کفایت خواهد بود وتا زمانی که این مهم در جوامع درحال توسعه به وقوع نپیوندد ،گره ای از کار آنها باز نخواهد شد و مسیر توسعه آنها در همان ابتدا متوفق خواهد شد وجابجایی نخبگان ناکا رآمد حاصلی نخواهد داشت.
* دانشجوي دكتراي علوم سياسي