بياييم نمايندگان مفيدي را تربيت كنيم
مهدي كاكاخاني/ پايگاه خبري جامك : انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي با تمام فراز و فرودها به ايستگاه آخر رسيد. در شبي كه نيمي از هواداران با حسرت، مغموم و ناراحت ستاد نامزدهاي خود را ترك مي...
مهدي كاكاخاني/ پايگاه خبري جامك : انتخابات دهمين دوره مجلس شوراي اسلامي با تمام فراز و فرودها به ايستگاه آخر رسيد. در شبي كه نيمي از هواداران با حسرت، مغموم و ناراحت ستاد نامزدهاي خود را ترك مي كردند، نيم ديگر با حرص و اشتهاي وصف ناپذيري تا صبح خواب را از چشمان شهر ربودند و با هلهله، فرياد و بوق هاي ممتد، شبي خوش را براي خود رقم زدند. رسمي تكراري و آزار دهنده كه نُه دوره به همين منوال سپري شده و معلوم هم نيست تا چندين دوره ديگر اينچنين باشد؟!.
اما آنچه مشخص هست و وجه مشترك همه ي ادوار گذشته بوده، كوتاه بودن عمر اين شادي هاست. شور و شعفي كه مانند كف سرآب خيلي زود محو شده و در فاصله كوتاهي زخم كهنه ي گله مندي و بدو بيراه گفتن به نماينده زودتر از آنچه كه فكرش را مي كنيد، سرباز مي كند.
در اين نوشته قصد پرداختن به نقدهاي وارده به فرايند برگزاري انتخابات در اين استان را نداريم و به حواشي هاي آن هم نمي پردازيم. حواشي هايي كه بسيار از متن پررنگ تر بودند. اما لازم است به نكاتي اشاره اي كوتاه داشته باشيم.
بعد از برگزاري چندين دوره انتخابات مشكل دار و حاشيه ساز، ايرادات و اشكالات اين رويداد سياسي مانند اشتباهات داوري فوتبال به قاعده بازي تبديل شده است.
هم اينك تمام دست اندركاران امور انتخابات، هيات هاي اجرايي وحتي هيات نظارتي به صورت غير رسمي اين قاعده بازي را پذيرفته اند. موضوعات ناپسند و غير اخلاقي خريد و فروش راي، استفاده از شيوه هاي تطميع در ايلام به رويه عادي تبديل شده يا حتي مهارت در دادن بيش از يك راي افتخار و فتح الفتوح محسوب مي گردد. از همه بدتر، خيانت برخي عوامل اجرايي براي نزدن مهر شناسنامه و يا اغماص در اخذ راي افراد با شناسنامه غير، هيچ وجدان دردي را به همراه ندارد.
اما اصل مطلب اين كه؛ سالهاست مردم تنوع طلب استان ما در هر دوره اي وكلاي خود را با 70 هزار راي روانه بهارستان مي كنند و در پايان يك دوره ي پر فراز و نشيب، آنها را با 5 هزار راي توديع مي نمايند.
شيوه ي منحصر به فردي كه در اين جغرافيا مرسوم گشته و جمله معروف «نماينده يكبار مصرف» در اذهان عمومي نهادينه شده است.
حال سوالات متعددي مطرح است؛ آيا اين تسلسل نامبارك بايستي تا چه زماني ادامه داشته باشد؟ چرا ما نمي توانيم همانند ديگر استان ها وكلايمان را در بهارستان مقيم كنيم؟ به راستي نمايندگان استان هاي ديگر نخبه و كاربلد هستند كه پي درپي تكرار مي شوند؟ آيا نماينده هاي ما آنقدر ضعيف و ناتوانند كه ما مجبوريم در هر دوره آنها را تعويض كنيم؟ يا شايد هم ما مردم عجولي هستيم و مي خواهيم در يك بازه چهارساله تمام مشكلاتمان را از طريق نماينده مجلس حل و فصل كنيم؟
واقعيت امر اين كه بايستي بپذيريم نماينده مجلس هيچگاه نخواهد توانست تمام نيازهاي موكلين خود را برآورده نمايد. آنچه كه سالهاست ما را از اهدافمان دورساخته، تكرار رفتار اشتباه سوق دادن نماينده به سمت فعاليت هاي شخص محور و فردي گرايي است.
به نظر مي رسد بعد از اين همه سال فرصت سوزي و تحميل هزينه هاي كلان، بايستي از يك جاي مشخص كار بزرگي را شروع كنيم. اقدامي كه شايد در ابتدا سخت و غير ممكن باشد اما اگر تمرين كنيم و استارت آن را از همين ابتداي شروع فعاليت نمايندگان دور دهم زده شود ممكن است در دوره هاي آتي به سرانجام مباركي ختم شود. همه بايستي براي گذر از اين رويه غلط در دو محور اساسي فرهنگ سازي نمايند.
محور اول بايستي از طريق موكلين شروع شود. ضرورت دارد به مردم مان اطلاع رساني كنيم كه براي دريافت هر نوع خدمت يا اخذ مجوز هر فعاليت اقتصادي در تمام بخش هاي صنعتي، كشاورزي، خدماتي و… هيچ نيازي به معرفي نامه و يا تماس نماينده مردم به سازمان ذيربط نيست. آنها بايد بدانند اگر شخصا هم بدون معرفي نامه نماينده مراجعه كنند، امورشان به راحتي پيش خواهد رفت.
بيشتر افراد جامعه بايستي بدانند هيچ نماينده اي قدرت استخدام تمام بيكارهاي استان در ادارات و سازمان هاي دولتي ندارد و اگر هم روزنه اي ايجاد شود، به صورت محدود بوده و اين رويه دردي از معضل بيكاري اين استان درمان نخواهد كرد.
محور دوم هم خود وكلاي مردم هستند. آنها بايستي در اين جهت تلاش كنند كه اتفاقات بزرگي رخ دهد. نمايندگان مردم بايستي از فعاليت هاي دون شان، دخالت در جابجايي و انتصاب ها، صدور معرفي نامه هاي بي تاثير، دادن وام هاي ارزان به نزديكان و يا حتي پرداخت مبالغ بلاعوض به افراد خاص و… پرهيز كنند.
بياييم دست در دست هم دهيم و از همين آغازين، منتخبين را براي انجام كارهاي بزرگ تربيت كنيم. بياييم سقف خواسته هايمان را از نمايندگان مجلس در سطح راه اندازي صنايع بزرگ، توسعه راههاي مواصلاتي، تسهيل فرايند امور مردم، جذب تسهيلات ارزان قيمت، ظرفيت سازي براي رونق كسب و كار مولد، ايجاد مشوق هاي جذب سرمايه گذار، يافتن راه ميانبر براي بهره برداري از پتانسيل عظيم نفت و گاز و…. وسعت بخشيم.
كلام آخر اين كه «بياييم نمايندگان مفيدي تربيت كنيم»