تاثیر انتخابات بر کاهش نرخ خودکشی در استان ایلام
دكتر علي موسي نژاد* : نگاهی به روند مسأله خودکشی در استان ایلام نشان میدهد که در سالهایی که انتخابات برگزار میشود، حال، میتوان پرسید که آیا بین انتخابات و کاهش خودکشی در استان ایلام رابطه وجود...
دكتر علي موسي نژاد* : نگاهی به روند مسأله خودکشی در استان ایلام نشان میدهد که در سالهایی که انتخابات برگزار میشود،
حال، میتوان پرسید که آیا بین انتخابات و کاهش خودکشی در استان ایلام رابطه وجود دارد؟ و اگر بتوان بین این دو پدیده رابطهای یافت، با چه سازوکارهایی میتوان این رابطه یا جریان تأثیرگذاری را توضیح داد؟
برای رسیدن به پاسخ این سؤالات باید ببینیم انتخابات دارای چه مؤلفههایی است که بر کاهش خودکشی تأثیر میگذارد. آنچه در نگاه نخست به چشم میآید، این است که فعالیتهای انتخاباتی در استان ایلام خیلی زود شروع میشود و نامزدهای انتخاباتی (کاندیداها) قبل از موعد قانونی به درب منازل مراجعه میکنند، در مراسمهای مختلف به ویژه مراسمهای فاتحه حاضر میشوند، با چهرههای تأثیرگذار طوایف و ایلات ارتباط برقرار میکنند و جلساتی را با افراد و گروهها برگزار میکنند. لذا با نزدیک شدن به زمان ثبتنام، روابط میان کنشگران اجتماعی به صورت رو در رو به تدریج افزایش مییابد و بر اثر این تعاملات، شهروندان از سوی افرادی مورد خطاب و محل رجوع واقع میشوند که از نظر علایق و سوابق و بسیاری ویژگیهای دیگر متفاوت هستند و مهمترین و در مواردی تنها وجه اشتراک شان این است که «رأی میخواهند» و در این راستا، به تبیین دیدگاهها و برنامههایشان و دادن وعده اشتغال و انتصاب اکتفا نمیکنند و برخی از آنها توزیع لباس، غذا و دیگر اقلام مصرفی و حتی خرید رأی را در دستور کار قرار میدهند. تکثیر و تراکم روابط میان کنشگرانی که از لحاظ خردهفرهنگی، طبقاتی، تعلقات ایلی، گرایش سیاسی، سبک زندگی و دیگر ویژگیها نامتجانس هستند؛ از یک طرف، نوعی سرمایه اجتماعی جدید را تولید میکند و از طرف دیگر، سرمایه اجتماعی محدود درون گروهی ایلی را تقویت و به تعبیر درستتر، احیا میکند. این فرآیند، مختوم به پیامدهایی میشود که به نوبه خود تبدیل به عواملی جهت کنترل خودکشی و برخی آسیبهای اجتماعی دیگر میشوند. برخی از این پیامدها عبارتاند از:
یک- احساس ارزشمندی و عزتنفس. در استان ایلام معمولاً مرسوم است که نامزدهای انتخاباتی به درب منازل یا محل کار و فعالیت افراد مراجعه میکنند و به صورت مستقیم و چهره به چهره با افراد دیدار کرده و تلاش میکنند حمایت شان را جلب کنند. تعدد نامزدهای انتخاباتی موجب میشود رأیدهندگان با مراجعات و درخواستهای فراوان مواجه شوند و در خود، احساس قدرت بکنند؛ یعنی احساس کنند دارای سرمایهای هستند که دیگران به آن نیاز شدید دارند و میتوانند این سرمایه را در انحصار خود بگیرند و آن را از دیگران دریغ کنند. علاوه بر این، آنها در برخی موارد چنان در خود احساس قدرت میکنند که اطرافیان خود را له یا علیه نامزد انتخاباتی خاصی بسیج کرده و قدرت خود را به رخ دیگران میکشند. درنتیجه این قدرتنمایی آنچه دریافت میکنند، قدر و منزلت یا به تعبیر بهتر، اعتبار و احترام اجتماعی است که هم احساس ارزشمندی و در نتیجه، عزتنفس را برای شان به ارمغان میآورد و هم از طریق گسترش دایره اشتهار افراد، بهمثابه نوعی عامل کنترل اجتماعی عمل میکند. در تکمیل این مبحث باید افزود که جامعهشناسانی از قبیل دورکیم معتقد بودند که افزایش میزان تعاملات میان افراد از طریق سازوکارهای فوقالذکر موجب هدفدار شدن افراد در زندگی شده و از این طریق نیز بر کاهش خودکشی مؤثر واقع میشود.
دو-یکپارچگی درون گروهی. انتخابات در استان ایلام یکی از مهمترین عوامل تقویت یکپارچگی طایفهای و ایلی است و این یکپارچگی در موسم انتخابات تحکیم میشود. همریشگی و آشنایی افراد به واسطه روابط سببی و نسبی و غلبه فرهنگ ایلیاتی سبب میشود انتخابات در استان ایلام به یک نوع رقابت و هم آوردی میان ایلات تبدیل شود. در چنین شرایطی، ایلات در موسم انتخابات به رقیب (اگر نه دشمن فرضی) یکدیگر تبدیل میشوند و این ذهنیت بهشدت ترویج و تقویت میشود که همه اعضا بایستی به مصالح و منافع ایل وفادار باشند و به اصطلاح آب به آسیاب دشمن نریزند. این امر یعنی؛ تعیین دشمن مشترک و تعریف اهداف مشترک فینفسه انسجام بخش است و از طرف دیگر، راه را برای برخورد خصمانه و حذفی با افراد خاطی و خائن (به تعبیر برخی مدافعان افراطی فرهنگ ایلیاتی) هموار میکند. انتخابات از طریق ایجاد یکپارچگی میان اعضای ایل موجب شکلگیری سرمایه اجتماعی درون گروهی میشود و این نوع سرمایه همانطور که تحقیقات نشان داده است، به هویتیابی اعضا کمک میکند و از این طریق، کمکهای متقابل میان اعضا را تسهیل و تشدید میکند و باعث افزایش میزان نظارت اجتماعی و کاهش میزان اختلافات و آسیبها در درون گروهها میشود و به واسطه کاهش تعاملات میان گروهها، به ایجاد اختلافات بین گروهها و ایجاد و افزایش آسیبهای بین گروهی کمک میکند.
سه-امیدواری. نامزدهای انتخاباتی و طرفداران آنها برنامههای گوناگونی را در زمینهها و سطوح مختلف اعلام میکنند و به مخاطبانشان وعده اوضاع و شرایط فردی و اجتماعی بهتری را میدهند؛ ایجاد فرصتهای شغلی برای جویندگان کار، گماردن حامیان به مناصب بهتر و مقامهای بالاتر، ارتقای آزادیهای مدنی، افزایش عدالت اجتماعی و …. ازجمله زمینههایی است که نامزدهای انتخاباتی در مورد آنها به مخاطبان خود وعده میدهند و آنها را امیدوار میکنند و این امیدواری دستکم بهمثابه یک عامل تسکین میتواند بر میزان نشاط اجتماعی، امید به آینده، سلامت روان شهروندان و بالأخره، خودکشی تأثیر بگذارد.
چهار- آموزش مهارتها. در موسم انتخابات، شهروندان در معرض افکار و دیدگاههای بسیار متنوعی از سوی افرادی قرار میگیرند که از لحاظ ویژگیهای سنی، جنسیتی، تحصیلی، شغلی، ایلی و … نامتجانس هستند و به همین دلیل میتوانند مهارتهای زیادی را در زمینههای اجتماعی به افراد بیاموزند. برخی افراد از رهگذر انتخابات با افراد واجد سرمایههای چهارگانه قدرت، ثروت، منزلت و معرفت آشنا میشوند و در همان روزها یا در آینده از سرمایه بهدستآمده بهره میبرند و شرایط زندگی خود را ارتقا میبخشند. ناگفته پیداست که انتخابات به منزله یک کارگاه عملی در زمینه آموزش دانش و بینش سیاسی، این امکان را به افراد میدهد که در فعالیتهای سیاسی مشارکت کنند، با شئون و رموز زیست سیاسی آشنا شوند و مهارت و انگیزه لازم را برای سیاست ورزی در آینده کسب کنند به طوری که برخی از نامزدهای انتخاباتی آتی از دل همین فعالیتهای انتخاباتی سربرمی آورند.
پنج- تخلیه هیجانی و پالایش روانی(catharsis). با شروع فعالیتهای انتخاباتی، تحرک نسل جوان بیش از سایر گروهها افزایش مییابد. ویژگیهایی از قبیل داشتن انرژی زیاد فکری و بدنی، علاقه به فعالیتهای سیاسی، قرار گرفتن در محیطهای دانشگاهی و سیاسی، امید به آینده، آزادیطلبی، آرمانگرایی، انتقادی بودن، مطالبه گری و رقابتجویی، موجب مشارکت بالای این گروه سنی در فعالیتهای انتخاباتی در مقایسه با دیگر گروههای سنی میشود. عضویت در کمیتههای متعدد ستادهای نامزدهای موردعلاقه، شرکت در جلسات مناظره، فعالیتهای فیزیکی از قبیل توزیع اقلام تبلیغی، راهاندازی کارناوالهای انتخاباتی و … ازجمله نقشهایی هستند که معمولاً توسط جوانان ایفا میشوند. درواقع، انتخابات زمینهای را فراهم میکند تا جوانان بتوانند انرژی خود را به صورتی جامعه پسند بهکارگیرند و هیجاناتشان را در جلسات و مراسمهای مختلف انتخاباتی تخلیه کنند. ارزش فعالیتهای انتخاباتی هنگامی بیشتر نمایان میشود که به جوانی جمعیت استان ایلام، فرهنگ و امکانات موجود در استان جهت گذران اوقات فراغت نسل جوان توجه بکنیم.
شش- بازتویع ثروت: همانطور که در ابتدای نوشته اشاره کردیم؛ برخی از نامزدهای انتخاباتی به توزیع مواد خوراکی و البسه، خرید رأی و ارتکاب تخلفاتی از این دست میپردازند. اینگونه اقدامات علاوه بر تأثیر بر سرنوشت انتخابات، همچنین پیامدهایی در زمینه اقتصادی بر جای میگذارند که از آن میان میتوان به باز توزیع برخی منابع مطلوب (البته در حد بسیار محدود و نه در معنای مرسوم موردنظر صاحبنظران حوزه رفاه) اشاره کرد. از رهگذر این امر نهتنها برخی از رأیدهندگان بلکه برخی از نامزدهای انتخاباتی نیز منتفع میشوند. درواقع، انتخابات نقشی همچون سرمایه اجتماعی ایفا میکند. به این صورت که از طریق بازتوزیع ثروت به کاهش نابرابری در زمینههای مذکور کمک میکند و درنتیجه موجب کاهش برخی آسیبهای اجتماعی میشود.
نتیجه بحث. انتخابات اگرچه پدیدهای سیاسی است اما پیامدهای آن از حوزه سیاست فراتر میروند. این امر در استان ایلام که فرهنگ سنتی ایلی حتی در میان اغلب شهروندان دانشگاه رفتهاش نیز از قدرت و مقبولیت برخوردار است، خودش را بیشتر نشان میدهد. بر این اساس، هدف نوشته حاضر این بود که تأثیر مشارکت در انتخابات بر کاهش اقدام به خودکشی را موردبررسی قرار دهد و سازوکارهای این تأثیرگذاری را بازنماید. بر اساس آنچه بیان شد؛ انتخابات از طریق افزایش احساس ارزشمندی، یکپارچگی، امیدواری، آموزش برخی مهارتها، تخلیه هیجانی و بازتوزیع برخی منابع مطلوب به کاهش آسیبهای اجتماعی نظیر خودکشی کمک میکند. لذا میتوان نتیجه گرفت که هرچه زمینه مشارکت شهروندان در فعالیتهای انتخاباتی (و نه فقط رأی دادن) بیشتر فراهم شود، میتوان به تأثیرگذاری انتخابات بر کاهش خودکشی امیدوارتر بود. آنچه به ویژه در انتخابات اخیر؛ احساسات شهروندان را جریحهدار کرد و بر میزان مشارکت آنها تأثیر منفی گذاشت، تکیه صرف بر معیارهای ایدئولوژیک و سیاسی و عدم توجه به سوابق اجرایی در بررسی صلاحیت نامزدها بود که موجب شد از یکطرف، راه برای کاندیداتوری خیل عظیم دارندگان مدارک دانشگاهی که بسیاری از آنها حتی فاقد سابقه اداره یک واحد اداری کوچک بودند، باز شود؛ و از طرف دیگر؛ برخی از افراد مجرب دارای سوابق مدیریتی، انگیزه کاندیداتوری پیدا نکنند. آنچه در عمل مشاهده کردیم، حذف گسترده شمار زیادی از اعضای دو گروه مذکور به بهانه رد صلاحیت و عدم احراز صلاحیت بود. درنتیجه، آنان که مجوز ورود به میدان انتخابات را دریافت کردند، عمدتاً افرادی میانمایه بودند که هریک به دلیل/ دلایلی قادر به تأمین نظر شهروندان و ایجاد انگیزه در آنان جهت حضور فعالانه در انتخابات نبودند. این امر هم بر میزان مشارکت تأثیر منفی گذاشت و درعینحال موجب تضعیف نقش و تأثیر قبیله گرایی و توجه بیشتر به ملاکهای سیاسی از سوی قشر تحصیلکرده در امر انتخابات شد؛ نکتهای که در ابتدا قابل پیشبینی نبود!
لازم به ذکر است که اظهارنظر دقیق در مورد میزان تأثیر فعالیتهای انتخاباتی به تفکیک انتخابات مجلس خبرگان، ریاست جمهوری، مجلس شورای اسلامی و شورای شهر بر کاهش اقدام به خودکشی به تفکیک ویژگیهایی از قبیل جنسیت، مناطق شهری و روستایی، شهرستان، وضعیت اشتغال و … نیازمند بررسی بیشتر است
*عضو هيات علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد ايلام