سوار بر راي كثيف بهارستان را هم كثيف مي كند
پایگاه خبری جامک/ مهدی کاکاخانی ….دو دستگاه تاکسی درون شهری نزدیکی درب حوزه اخذ رای توقف نمود. هشت دخترخانم که از ظاهرشان پیدا بود بومی منطقه نبودند پیاده شده و بدون توجه به نگاه اطرافیان سریع...
پایگاه خبری جامک/ مهدی کاکاخانی
….دو دستگاه تاکسی درون شهری نزدیکی درب حوزه اخذ رای توقف نمود. هشت دخترخانم که از ظاهرشان پیدا بود بومی منطقه نبودند پیاده شده و بدون توجه به نگاه اطرافیان سریع در داخل صفوف رای دهندگان جای گرفتند.
کمی دورتر یک جوان مشکوک با حرکات شک برانگیز و دستپاچه از آنها مراقبت می کرد. همه ی آنها پشت سرهم و در یک ردیف قرار گرفتند. ازگوشی های دستشان و نوع پوششی که داشتند به نظر نمی رسید که فقیر و ندار باشند!
از روی کنجکاوی پرسیدم دانشجو هستید؟ یکی از آنها که دماغش عمل کرده بود با علامت سر پاسخ مثبت داد. سوال کردم حتما هم رای سیاسی می دهید؟ پشت سری منتظر پاسخ دوستش نماند و سریع جواب داد، نچ، نچ، نچ…..!!!
بعد از مدت کوتاهی وارد محل شعبه شدند و رای شان را به صندوق انداخته و بیرون رفتند. هنگام خروج مجدد جوانی که قبلا مراقب شان بود به آنها نزدیک شد و حرف هایی مابین شان رد و بدل شد و نهایتا از محل دور شدند.
حالا دیگر کاملا وسوسه شدم که راز بین این جوان و این دختران را بیابم. به آرامی به آن فرد نزدیک شدم و برای باز کردن باب گفتگو اعلام کردم من رای ام را می فروشم، آیا کسی هست که آن را بخرد؟ سرش را به سمت من چرخاند و لبخندی زد و گفت: چند می فروشی؟ گفتم 150 هزار تومان. دوباره خندید. با علامت دست دخترها را که هنوز دیده می شدند نشانم داد و گفت؛ همه ی آنها را با 240 هزار تومان راضی کردم. تازه کرایه تاکسی ها را هم از مسیر خوابگاه تا اینجا خودشان حساب کردند.
… از من فاصله گرفت و برای ادامه ماموریتش از محل دور شد..
حالا دیگر برایم روشن شد که آن دختران از یک خوابگاه دانشجویی آمده بودند تا رای شان را معامله کنند. آنهم با رقمی بسیار ناچیز! این تنها گوشه ای از یک نمونه حکایت تلخ و نگران کننده ی برگزاری انتخابات در این حوزه انتخابیه هست که هر دوره نسبت به ادوار قبلی نه تنها اتفاق مثبت و امیدوار کننده ای برای گذر از این نوع رفتارها رخ نمی دهد بلکه هر چهارسال یکبار به نسبت دوره قبل بد و بدتر می شود.
آنچه که موجب نگرانی و نا امیدی هست و بایستی در خصوص آن بیشتر تفکر نمود این که؛ در ادوار گذشته کسانی مبادرت به فروش آراء خود می کردند، قشری نیازمند بودند. از سر نداری و فقر دست به این کار می زند. اما این دوره شاهد بودیم اشخاصی آلوده این رفتار شده اند که اصلا قابل تصور و باور نیست.
شاید وقوع این نوع رفتار توسط اقشار دیگر جامعه چندان مورد توجه قرار نگیرد اما معامله رای توسط حتی یک نفر دانشجو و تحصیلکرده به هیچ وجه پذیرفتنی نیست.
به راستی چه چیزی باعث شده است که یک فرد دانشجو با وجود تمکن مالی و نداشتن مشکل مادی، به سرنوشت و آینده کشورش تا این اندازه بی تفاوت باشد که حاضر است عقیده و رای خود را تنها با 30 هزار تومان معامله کند؟!
بدون شک دانشجویی که نه به خاطر فقر و نداری و نه از سر نیاز دست به این رفتار می زند، بایستی رفتارش تحلیل شود و توسط کارشناسان آسیب شناسی گردد.
متاسفانه دامنه خرید و فروش آرا تنها مختص انتخابات نمایندگی مجلس شورای اسلامی نیست. استفاده از این شیوه جمع آوری آرا در سطح انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستاها را هم به وقوع پیوست. حتی معامله بر سر آرا به سطح انتخابات اتحادیه های صنفی و سازمان های نظم مهندسی هم کشیده شده است؟!
خیلی مشتقایم فرصتی پیش آید تا از اشخاصی که برای اولین بار این رفتار زشت را در جامعه ی سنتی ایلام باب کردند بپرسیم؛ اگر می دانستید این شیوه رای آوری کثیف در آینده به سرفصل اصلی برنامه نامزدهای انتخاباتی تبدیل خواهد شد آیا باز هم این طرح را اجرا می کردید؟!
به راستی اگر آن دوران که برخی نامزدهای انتخاباتی با کیسه های برنج و مرغ مردم را تطمیع می کردند، اگر آن زمان که برخی نامزدها از نهادهای حمایتی برای کسب آرا خود سوء استفاده می کردند، اگر برای یکبار هم شده با کسانی که در امر خرید و فروش رای برخورد قاطع و محکمی صورت می گرفت، و هزاران اگر دیگر…..؛ آیا الان این پدیده زشت و نامبارک تا این اندازه در لایه های جامعه ی ما نفوذ کرده بود؟!
آیا می شود برای از بین بردن این رفتار بسیار ناپسند کاری کرد که همه مردم را از عواقب «رای کثیف» آگاه شوند و با ایجاد حساسیت در بین تمام افراد جامعه یک حرکت اجتماعی برای مبارزه با این رفتار شکل بگیرد تا این شیوه رای آوری به یک عادت ابدی تبدیل نشود؟
آیا نمی توان کمپین «نه به رای کثیف» را در این حوزه انتخابیه راه انداخت تا با کمک تمام دلسوزان و صاحبان فکر و خرد این آسیب جدی برای همیشه از جامعه استان ما دور شود و نوار این برنامه نا مبارک در همین دوره برای همیشه قطع شود. بی شک می شود و می توانیم، اگر همه بخواهند، این آرزو دست یافتنی خواهد بود.