انتخاب اخلاقی و اخلاق انتخاباتی
آراسته شدن به فضایل اخلاقی برای عموم مردم پسندیده و ضروری است ونمی توان کسی را از داشتن فلان فضیلت مستثنی و معاف دانست اما همه مردم – به علل مختلف – مجال و فرصت تحقق بخشیدن به همه فضایل را ندارند. در...
آراسته شدن به فضایل اخلاقی برای عموم مردم پسندیده و ضروری است ونمی توان کسی را از داشتن فلان فضیلت مستثنی و معاف دانست اما همه مردم – به علل مختلف – مجال و فرصت تحقق بخشیدن به همه فضایل را ندارند. در واقع اخلاق از یک جنبه مطلق است و از یک جنبه نسبی. جنبه مطلق اخلاق مربوط به مقام ثبوت است و جنبه نسبی آن مرتبط با مقام اثبات بعنوان مثال سخاوت که یک صفت اخلاقی است،ابتدا به ساکن ،بطور مطلق وصرفنظرازدیگر اموریک فظیلت محسوب می شوداما بسیاری از افراد مجال تحقق بخشیدن به این صفت اخلاقی را ندارند مثلا فقرا نمی توانند آن را عینیت بخشند هر چند که داشتن آن برای آنها هم فضیلت است و لکن بواسطه نداشتن امکانات مادی از فضیلت بخشیدن بدان محرومند.
حوزه سیاست ازجمله حوزه هایی است که طرح مباحث اخلاقی در آن ضروری می نماید. هر چند ارتباط دادن میان حوزه اخلاق و حوزه سیاست قدری بغرنج تر از دیگر حیطه های مشابه است و از اینرو بسیاری از صاحبنظران اصولا منکر ارتباط بین ایندو هستند اما از نقطه نظر جامعیت دین و همه شمولی آن نمی توان به تفکیک میان این دو مقوله و عدم ارتباط آنهاحکم داد, چرا که ناخواسته به نوعی سکولاریزم منجر می شود و اگر اینگونه نباشد حداقل نتیجه آن سیاستی ماکیاولی مسلکانه خواهد بود.
علی ای حال, با صرفنظر از مباحث مطرح در این وادی و با پذیرش چنین ارتباطی که منتج از برهان خلف مذکور بوده و البته باید اذعان داشت که درون تفکری است – یعنی مخاطبش تنها کسانی هستند که قایل به جهان شمولی دین و مداخله آن در تمامی اموز زندگی است -, به ذکر نکاتی در خصوص اخلاق انتخاباتی می پردازیم.
هر چند که اخلاق انتخاباتی بطور اخص و اخلاق سیاسی – که انتخابات یکی از مظاهر بارز آن است – بطور اعم یک مفهوم مرکب یا (COMPELEX) بوده و برای فهم مجموعه آن, باید اجزایش را تبیین نمود اما به لحاظ وجود مناقشات عدیده در این زمینه و طولانی شدن بحث و دور افتادن از اصل موضوع از پرداختن بدانها خودداری نموده ونکاتی را مبتنی برفهم عمومی که از این دو عنوان وجود دارد ،ذکر می کنیم.
– نمایندگی و بار امانت
انتخابات فرایندی است که برای برگزیدن وکلای ملت در ارکان حکومتی بکار برده می شود. صرفنظر ازمضاف الیه آن که ممکن است, مجلس, شورا, ریاست جمهوری و … باشد, انتخابات یک تفویض اختیار و سپردن امانت است. امانتی که تک تک افراد ملت بواسطه محذوریت و قوعی از اعمال آن ناتوانند و از اینرو به دست افرادی می سپارند که حافظ آن بوده و آن را بدرستی ادا نمایند.
در قرآن کریم به امانت سپاران – در اینجا رای دهندگان – امر نموده که هر امانتی را به اهلش بسپارند – (ان الله یامرکم ان تودواالامانات الی اهلها). اما این مطلب یک روی سکه است و روی دیگر آن متوجه امانت گیرندگان است. در واقع قرآن همانگونه که برای امانت سپاران تعیین تکلیف نموده تا بار امانت را به غیر اهلش نسپارند, همانطور هم -و به دلالت التزام – برای امانت گیرندگان تعیین تکلیف نموده که اگر اهل فلان امانت نیستند آن را نپذیرند و از گرفتن آن خودداری ورزند.
متاسفانه در جامعه امروزی احساس تکلیف تنها به معنای پذیرش فلان مسئولیت و قرار گرفتن در فلان مقام تعبیر و تفسیر می شود در حالی که از یاد برده ایم که علی ابن ابیطالب (ع) به خاطر احساس تکلیف 25 سال تمام سکوت کرد و خانه نشین بود. منظور آن نیست که از پذیرش مسئولیت های اجتماعی و سیاسی طفره رفته و سرباز زنیم بلکه منظور آنست که در همان مسئولیتی که باید باشیم قرار گیریم, بدان قانع باشیم و برای غیر آن دست و پا نزنیم زیرا معنای احساس تکلیف واقعی آنست که در همان مسئولیتی که شایسته و برازنده جمیع جهات و خصایص و استعدادهای ماست قرار گیریم و بخوبی در همان پست و مقام تلاش و تکاپو کنیم تا راه را بر تصدی گری انسانهای شایسته دیگر نبندیم و نفس خود را نیز به ذلت مبتلا نسازیم. زیرا از رسول خدا(ص) روایت است که فرمود: بر مومن روانیست که خود را ذلیل کند. «قیل و کیف یذل نفسه؟» پیامبر در جواب فرمود: کاری را بپذیرد و از عهده آن بخوبی بر نیاید.
– وعده های بیجا
معمولا در جریان انتخابات, نامزدهای انتخاباتی, برنامه ها, ایده ها و اهداف خود را برای مردم بیان می کنند تا آنان نیز با شناخت و آگاهی به انتخاب نماینده مورد نظر خود بپردازند. این شیوه با همه محاسنی که دارد و کتمان پذیر هم نیست, به ابزاری برای وعده دادنهای بی پایه و اساس به مردم تبدیل شده و جایگاه اصلی خود را از دست داده است.
بسیاری از افراد در جریان تبلیغات انتخاباتی به بیان مواردی می پردازند که ای بسا از حیطه اختیار و نفوذ آنان خارج است. قانون معیارو میزان صلاحیت نهادها و دولتمردان است و هر کس اعم از نماینده, رئیس جمهور, وزیر, فرمانده نظامی و … حدود صلاحیت و اختیاراتی دارد که کم و زیاد شدنی نیست. از اینرو دادن وعده های دروغین به مردم که مطمئنا به عملی نشدن آنها می انجامد, نه تنها از نظر اخلاقی مذموم و ناپسند می باشد بلکه از نقطه نظر اطمینان مردم به حکومت باعث سلب اطمینان آنان شده و برای دوره های بعد از نقطه نظر کشاندن مردم به پای صندوقهای رای تاثیر منفی خواهد داشت.
– تخریب دیگران؛ نردبان ترقی.
برخی از افراد با تخریب وجهه دیگران و کریه جلوه دادن خوبیها و فضایل انسانهای دیگر برای خود نردبان ترقی می سازند. ایشان انسانهای ناتوان و دون همتی هستند که خود از صلاحیت و لیاقت شخصی برخوردار نبوده و از فضایل اخلاقی بویی نبرده اند زیرا کسی که به عطر جان بخش صفات نیکو آراسته است, برای در نظر آمدن و جلب توجه دیگران احتیاجی به تخریب و تهمت و … ندارد. بنابراین رقیب هر که می خواهد باشد یک انسان است و سخن گفتن درباره وی باید با تامل و سنجیدن تمامی جوانب صورت پذیرد. از اینرو نباید به بهانه نقد برنامه ها و … به سخن گفتن های غیر مسئولانه در خصوص افراد اقدام کرد.
– گفتن حقیقت ها و در نظر گرفتن مصالح
ممکن است حرف و حدیث و شعاری در میان مردم جای خود را باز کرده و به مذاق عامه خوش بیاید ولی به نظر دقیق و کارشناسانه از امور غیر ضرور و مخالف مصالح کشور جلوه کند. نماینده خوب و متعهد آن است که با طرح مشکلات واقعی مردم و ارایه راه حل برای آنها افکار مردم را متوجه خود کند نه اینکه همانند یک عوام الناس, جو زده شده و او نیز همان بگوید که در بوق و کرناست.
ضمن آنکه بهره برداری از احساسات پاک و بی غل و غش قشرهای مختلف مردم, مخصوصا جوانان, مطلبی نیست که نادرستی آن محتاج دلیل و برهان باشد.
– نیت خیر
فرمایشات ائمه معصومین به نیت خیر داشتن توجه جدی شده و سفارش گردیده است که مومنان در رابطه با مسایل مختلف نیت خیرخواهانه داشته و به فکر اصلاح امور باشند.
مسلما بسیاری از برنامه ها و استراتژیها بواسطه علل و عوامل مختلف جامه عمل نپوشیده و محقق نخواهد شد, اما آنچه در این میان حایز اهمیت است؛ آن است که نمایندگان با نیت خیر و برای رضای خدا و خدمت به مردم و اهداف انقلاب پابه عرصه انتخابات گذارند. بواقع میان آن کس که برای مقاصد متعالی فوق نامزد انتخابات شده و آنکس که به فکر اشباع و ارضاء شهوات ونفسانیات خود و تحقق بخشیدن به اهداف حزبی و باندی خویش است, تفاوت از ثری تا ثریاست و عملکرد و موضعگیری و احساس مسئولیت آندو نیز به تبع چنین نیتی متفاوت خواهد بود.
نکته ای که ذکر آن خالی از لطف نبوده و پرداختن به آن بجا می نماید, مساله هزینه های انتخاباتی و عملکرد نامزدها در این زمینه است. تبلیغات پر زرق و برق و خرج و مخارج فراوان که متاسفانه در بسیاری از اوقات از جیب بیت المال و اموال عمومی هزینه می گردد و هیچ توجیه شرعی و عقلی هم ندارد. جالب آن است که در بسیاری از کشورها برای هزینه های انتخاباتی سقف مشخص تعیین گردیده و در این خصوص از سوی نهادهای ذیربط نظارت و کنترل صورت می گیرد.
افراط و تفریط های اینگونه باعث می شود در روزنامه ها بخوانیم که فلان کاندیدای انتخابات مجلس … به علت بدهیهای فراوانی که از بابت تبلیغات انتخاباتی به بار آورده بود در یکی از شهرستانهای استان خراسان خودکشی کرد.
در هر حال پرداختن به تمامی مسایل مطرح در این زمینه نیازمند مجال گسترده تری است و ما در اینجا به همین مقدار بسنده می کنیم. زمزمه کنیم این سخن راوبدانیم کلام خداست که الشیطان یعدکم الفقر و الفحشاء و الله یعدکم مغفره منه و فضلا باشد که با تبعیت از وعده های الهی به غفران و فضل بی انتهای او نایل شویم.