کجاییم و به کجا میرویم؟
یکی از اصطلاحات رایج و متداول برای دسته بندی کشورها بر مبنای توسعه و پیشرفت، تقسیم بندی آنها بر اساس توسعه یافتگی یا عدم توسعه یافتگی است که کشورهای جهان را در دو طیف توسعه یافته یا در حال توسعه قرار...
یکی از اصطلاحات رایج و متداول برای دسته بندی کشورها بر مبنای توسعه و پیشرفت، تقسیم بندی آنها بر اساس توسعه یافتگی یا عدم توسعه یافتگی است که کشورهای جهان را در دو طیف توسعه یافته یا در حال توسعه قرار داده است.
اسامی قبلی «پیشرفته» و «عقب مانده» روح و جسم پر درد و زخم جهان سوم را میآزرد شاید به این دلیل برخی از منتقدین مایل بودند برای کشورهای به اصطلاح عقب مانده عنوان «عقب نگه داشته شده» را برگزینند تا بخشی از سنگینی بار مسئولیت عقب ماندگی این کشورها برگردن پیشرفته ها قرار بگیرد.
هر چند این نظر از دیدگاه تأثیر استعمار بر بیشتر کشورهای جهان سوم قابل تأمل و بررسی است اما به تدریج نظریه پردازان و متخصصین اغلب کشورهای در حال توسعه با تکیه بر واقع گرایی به این نتیجه رسیدند که طرح و حتی اثبات این مطلب نمیتواند راهگشای مسیر مسدود شدهی پیشرفت جهان سوم باشد. لذا آنها دریافتند برای برون رفت از وضعیت نامطلوبشان باید با تکیه بر توانمندیهای بالقوه و بالفعل بر اساس یک برنامهریزی علمی، هدفمند، آگاهانه و خردمندانه راه پیشرفت و توسعه را برگزینند.
استفاده از تجارت کشورهای پیشرفته به علاوه خلاقیت و ابتکار ملی، برخی از کشورها را در مسیر توسعه یافتگی قرار داد. هند، چین، کره جنوبی، ترکیه، اندونزی، الگوی موفق برنامه ریزی را تجربه کردند حتی کشورهایی نظیر فرانسه، هلند، بلژیک نیز طبق اصل برنامه ریزی ارشادی موفقیت های بیشتر خود را عملی ساختند. اکنون بسیاری از کشورها به خود آمده و برای عقب نماندن از قطار پیشرفت، اهداف و آرمانهایشان را برمبنای اصلی «برنامه ریزی صحیح و عملکردی» قرار داده اند.
کشور ما با وجود داشتن بیش از نیم قرن تجربه برنامهریزی، نتوانسته است به هدفهای متعارف رشد و توسعه اقتصادی دست یابد. در ایران همواره عوامل همسو و مغایر با الزامات توسعه دست بالا را داشتهاند. با نگاهی به عناصر اساسی برنامهریزی (بررسی وضع موجود، طراحی وضع مطلوب و راه رسیدن به آن) باید با دیدی واقعبینانه بگوییم ما کجا هستیم، میخواهیم کجا باشیم و چگونه به آنجا برسیم و برای تحقق این مهم، میبایست ترسیم نقشه راه را به کارشناسان و متخصصان و اهل فن سپرد و از اعمال سلیقه و سیاست زدگی و مخدوش شدن این رسالت عظیم خودداری نمود. تجربه شوروی نشان داد که برنامهریزی و مدیریت اقتصاد بر مبنای رهنمودها و تصویب نامههای سیاسی راه به جایی نخواهد برد.
برنامهریزی آگاهانه و علمی توسط کارشناسان در فضایی شفاف، بدور از اعمال نظر آمرانه و سلیقهای دولتمردان، راه را بر اشتباهات مهلک اقتصادی نظیر پرداخت نقدی پول نفت به مردم در قالب شعارهای پوپولیستی نظیر شعار زیبای اجرای عدالت، خواهد بست. امروزه نمی توانیم و نباید طرح و برنامهای را بدون تحقیقات و کسب اطلاعات علمی و همه جانبه به اجرا بگذاریم و بعد از سالها صرف وقت و هزینههای گزاف، یواشکی بدور از انظار انتقادی و بدون اعتراف به شکست، برگشته و تجربه بعدی را بیازماییم. مثلاً برنامه اول توسعه بعد از انقلاب به نتیجه دلخواه نرسید، انتقاد کارشناسان و اقتصاددانانی چون زنده یاد دکتر حسین عظیمی از برنامه اول توسعه، زنگ هشدار عدم موفقیت آن را به صدا درآورده بود اما مسئولین وقت به جای تأمل و بررسی بیشتر در تدوین صحیح برنامه، دکتر عظیمی را از سازمان برنامه و بودجه اخراج کردند. موفقیت برنامهریزی بر مبنای عملکرد؛ شفافیت، پاسخگویی مسئولین، دادن اختیار به مدیران را میطلبد و ارزیابی مستمر عملکرد مدیران بر مبنای نتایج عملکرد را در پی خواهد داشت. استفاده از تمامی ظرفیتهای کشور و ضرورت هماهنگی دستگاههای اجرایی و بخش خصوصی و توجه به مباحث کیفی و موضوعات مختلف اجتماعی، زیست محیطی، فرهنگی و … از ملزومات توسعه و از مبانی برنامهریزی مطلوب محسوب میشدند.
اغلب نظریه پردازان اقتصاد، توسعه سرمایه انسانی را کلید طلایی توسعه تلقی کردهاند. با توجه به اینکه ایران دارای بیشترین جمعیت جوان است برای استفاده از این نیروهای انسانی مستعد چه برنامههایی تدوین و اجرایی شده است؟
اقتصاددانان کشور ما چه نقشی در تدوین برنامههای توسعهای و پیشرفت کشور دارند؟
در توسعه هدفهایی اولویت دارند که آحاد جمعیت کشور را به سطح مطلوبی از رفاه مادی و معنوی در مدت زمان مشخصی برساند بر این اساس تدوین نقشه راهی که سعادتمندی مردم در نقاط مختلف کشور، که دارای استعدادها و پتانسیل توسعه، و ضعف و محدودیتهایی هستند را ضروری می سازد. ارتقاء مناطق کمتر توسعه یافته و استفاده متوازن از امکانات کشور و توازن توسعه منطقهای یا توجه به آمایش سرزمین، توزیع صحیح درآمدها، جایگاه مهمی در برنامهریزی های مسئولین و کارشناسان کشور خواهد داشت. لذا استقلال سازمان برنامهریزی از دولت و بدنه استانداریها و تقویت بنیه علمی سازمان مدیریت و برنامهریزی با استفاده از دانش کارشناسان و نخبگان اقتصادی میتواند امید به کارآیی این نهاد تأثیرگذار را افزایش دهد.
با نگاهی به پیشینه ایران زمین و استعدادهای مادی و معنوی و پتانسیلهای قوی پیشرفت، چنین جایگاهی در سطح جهان برازندهی ایران نیست و میبایست تمام ایرانیان برای سعادتمندی خود و آیندگان و سرافرازی این مرز و بوم، از دل و جان مایه بگذارند و کشور را به جایگاه بایسته و شایسته خود برسانند.
منبع:هفته نامه شكوه آزادي