خداحافظ آقاي نماينده
جامک: رضا رستمی* در روزهاي گذشته جلال ميرزايي نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي با رسانه ها مصاحبه اي داشتند و سخنان زيادي را ايراد كردند. اين موضوع بهانهاي شد تا به صورت خلاصه در خصوص عملكرد و...
جامک: رضا رستمی*
در روزهاي گذشته جلال ميرزايي نماينده مردم در مجلس شوراي اسلامي با رسانه ها مصاحبه اي داشتند و سخنان زيادي را ايراد كردند. اين موضوع بهانهاي شد تا به صورت خلاصه در خصوص عملكرد و رفتار اين نماينده در طول دوران انتخابات و سپس پيروزي و نمايندگي نظري افكنده و اشتباهات و قصورات ايشان بررسي خواهد شد كه هم جهت تنوير افكار عمومي است و هم جهت ثبت در تاريخ سياسي و انتخاباتي ايلام.
١- تعدادي از رفقاي ميرزايي سعي مي كنند كه نارضايتی هاي فراوان مردمي از ميرزايي را به پاي مشاوران وي بگذارند و جلال را از مسيوليت و پاسخگويي مبرا كنند كه اين يك روش مبتديانه و ضعيف براي دفاع از نماينده است. مگر مي شود يك نماينده مجلس تمام عنان خود را به دست مشاور يا رفيقانش بدهند و هر انچه را كه ايشان بگويند تمام و كمال انجام بدهد؟! همه خراب كاري ها را به پاي مشاورين نوشتن و ميرزايي را بي گناه جلوه دادن عذر بدتر از گناه است؟!
اين چه جور نمايندهاي است كه در سطح بسيار خرد و محلي هم استقلال راي ندارد؟! اين اظهار نظر، مضحك و بي وجاهت است.
٢- متهم كردن هر منتقدي به طلب منفعت شخصي هم بسيار جالب است!!! بايد گفت اولين نفري كه دنبال منافع شخصي بود از قضا اقاي دكتر جلال ميرزايي بود كه با شركت در انتخابات مجلس شوراي اسلامي به دنبال مطرح شدن و نشستن بر صندلي سبز نمايندگي مجلس شد كه قطعا منافع شخصي زيادي از جمله معروفيت، قدرت، درامد (نميگوييم ثروت)، ارتباطات در سطح كلان ملي، پست اينده و… را براي ايشان به همراه اورده است.
اين منافع با گذر از نردبان اصلاحات و قبيله و حدود شصت و سه هزار راي رقم خورد.
پس اگر منفعت بد است براي همه بد است و اگر خوب است در چارچوب قانون براي همه خوب است. ضمنا اقاي نماينده زحمت بكشند منفعت طلبان غيرقانوني و رانت خواه را به مردم معرفي كنند. مگر مي شود اين همه منتقد و معترض به رفتار ميرزايي به علت عدم اجابت منفعت شخصي انها باشد؟! اگر چنين است پس مدافعان معدود او هم منافع شخصيشان توسط جلال اجابت شده كه ديگر منتقدش نيستند؟!
البته اعتقاد نگارنده احترام به نظرات هم مخالف و هم موافق است. و كسي را چه مخالف و چه موافق متهم نمي كند. متهم كردن مخالفان به مطالبات شخصي به جاي توجه به نقدها و پذيرش و اصلاح، خود باعث بدبيني و عدم رضايت بيشتر مردم از اقاي نماينده شده است.
٣- در خصوص عدم دخالت ميرزايي در عزل و نصب مديران استان، باز هم براي مردم، نخبگان و مديران و اهل رسانه غير قابل قبول و پذيرش است .
اقايان محمدرضا مرواريد و قاسم سليماني دشتكي، معاونين و مديران اين دو استاندار در مورد دخالت ميرزايي اطلاعات نابي دارند كه اگر گفته شوند اين ادعا كه بارها توسط ميرزايي و اطرافيانش گفته شده كه دخالت نداشته است به شدت زير سؤال خواهد رفت. نمونه هاي بارز ان تلاش شبانه روزي براي عزل مهندس مرواريد از استانداري و سپس عزل قاسم سليماني دشتكي با وعده هاي “چند ماه ديگر مي رود “و سپس پناه به قانون بازنشستگي و بعد تلاش براي استاندار شدن خودش و بسيار موارد ديگر
٤- به اب و اتش زدن براي كسب رياست ستاد انتخاباتي دكتر روحاني در دور دوم و حذف رندانه رقباي خود براي احراز اين جايگاه سياسي، اشتباه استراتژيك ديگر اقاي نماينده بود كه نشان از روحيه تماميت خواهي وي براي اجراي برنامه هاي ناتمام خود بود تا بتواند هم به عنوان نماينده مجلس، هم عضو فراكسيون اميد، هم رييس ستاد رييس جمهور ابتدا استاندار وقت يعني محمدرضا مرواريد را عزل كند و سپس با پوشیدن رداي استانداري، كابينه دلخواه خود و رفقايش را بچيند! كه در اين فقره شكست خورد و هزينه فراواني برايش به بار اورد. يادمان نرفته است كه در مراسم خداحافظي و تجليل مردم از مرواريد چه اتفاقاتي افتاد.
بارها به جلال توصيه شد كه سوداي رييس ستادي را از سر بيرون كند اما او دنبال چيز ديگري بود. لقب وكيل الدوله در اين زمان به ايشان نسبت داده شد. زماني كه از ملت فاصله گرفت و به قدرت وسوسه شد.
٥- اشتباه راهبردي ديگر ميرزايي اختلاف افكني فراوان در بين اصلاح طلبان و از طرفي تلاش براي جلوس بر كرسي محوريت جريان اصلاحات در استان بود كه البته هيچگاه نتوانست در قامت يك ليدر ظاهر شود زيرا براي ليدري اصالت فكري و نسب مشروع ميخواست كه وي فاقد هر دو مؤلفه بود .
در اين راستا ابتدا بسيار كوشيد تا در شوراي اول سياستگذاري اصلاح طلبان كه با راي خود و انتخاب ميرزايي به عنوان تك كانديداي جريان اصلاحات به مردم، نقش بي بديلي در پيروزي وي داشتند را از استقلال انداخته و استحاله و استفاده ابزاري كند كه در ابتدا نتواست ( گرفتن مصوبه بر عليه مرواريد استاندار وقت و طَي نامه انعكاس به دكتر جهانگيري معاون اول رييس جمهور) و سپس با كمك دستورالعمل جديد تشكيل شوراي سياستگذاري اصلاح طلبان، تشكيل شوراي دوم سياستگذاري استان كه تا مدتي از عمر استانداري سليماني دشتكي هم ابزاري در دست جلال براي قدرت نمايي بود. كه با خروج احزاب اصلاح طلبان از اكثريت افتاد و جديدا كه با رابط بودن مرواريد تغيير نمود.اين اختلاف افكني ها تا جايي پيش رفت كه دو سه دسته ديگر اصلاح طلبي از جمله شورا و پارلمان و جبهه اصلاحات در ايلام شكل گرفت.عدم مقبوليت ميرزايي تا انجا پيش رفت كه اصلاح طلبان نوشتند و گفتند كه “جلال نميتواند محور اصلاحات در ايلام باشد”.
٦- اشتباه ديگر ميرزايي در افتادن و چالش فراوان با دو استاندار اصلاح طلب يكي بومي و ديگري غير بومي استان بود كه متاسفانه اين اختلافات باعث هدر رفت انرژي و منابع در استفاده از فرصتها و زمان شد. اين موضوع هم تا جايي پيش رفت كه بيشتر فعالان رسانه و گروههاي اجتماعي معترض شده و خواهان اصلاح رفتار ميرزايي با استاندار شدند تا بتوانند با هم افزايي در مسير توسعه ايلام گام بردارند. متاسفانه قهرهاي جدي و اشتي هاي نمايشي ضربه هاي سنگيني بر پيكر استان وارد كرد.

٧- از ديگر اشتباهات و قصورات فاحش دكتر ميرزايي حذف و كم توجهي و بي احترامي به بسياري از نيروهاي بانفوذ ، موجه و تاثير گذار اصلاح طلبي و مردمي استان بود كه از قضا از عوامل پيروزي وي در انتخابات بودند.نمونه هاي بارز ان حذف عبدالصاحب ناصري از رياست ستاد در دور دوم و شكايت اين فرهنگي شناخته شده به قوه قضاييه بود كه البته پرونده با برائت ناصري مختومه شد. بعد از ان انتخاب حجت الله عاليپور به عنوان چهره مردمي به رياست ستاد و پس از پيروزي كم محلي هاي فروان به عاليپور در توجه به مشكلات و درخواستهاي مردمي و حتي حذف پسرعموي خود از دفتر مردمي اقاي نماينده بسياري چهرههاي شاخص ديگر .
٨-عدم دسترسي اسان موكلين به وكيل خود در مجلس شوراي اسلامي و عدم حضور ميرزايي در حوزه انتخابيه و در بين عامه مردم و مناسبتهاي ملي و مذهبي و اجتماعي كه اين موضوع با فرهنگ نمايندگي مردم كه اسمي پرمعنا و مفهومي مردمي دارد همخواني نداشت.
لااقل دكتر ميرزايي به اندازه مدت زمان حضور در خارج از كشور و كرمان مي توانست در شهرها و روستاهاي حوزه انتخابيه هم حضور داشته باشد.
٩- دفاع متعصبانه و جانبدارانه رفقا ، مشاورين، همشهريان شيرواني و تريبونهاي رسانهاي دكتر ميرزايي نيز بسيار در ايجاد حس دافعه نسبت به وي مؤثر بوده و مي باشد.١٠-در حوزه ملي و كلان هم جدا از اينكه تصميمات استراتژيك در مجلس گرفته نشده ودر سطح مثلا شوراي امنيت ملي بحث و بررسي مي شود نيز چندان حرفي براي گفتن در مورد عملكرد جلال نمي ماند .
١٠-حضور در جشن خبرگزاري فارس و نشستن در كنار تتلو سالها به ياد خواهد ماند. نيزبا يك مراجعه ساده به سايت خبرگزاري مجلس شوراي اسلامي “خانه ملت” كيفيت و سطح سخنرانيها و نطقهاي دكتر ميرزايي را مي توان ديد كه بسيار عادي و در سطح ديگر نمايندگان گمنام ديگر استانها مي باشد .
تراز او با دكتر داريوش قنبري كه زماني نماينده ايلام در مجلس بوده نيز فاصله معنا داري دارد. چند عكس هم با خاتمي هم يك عملكرد ملي به حساب نمي ايد انتظارات مردم بسيار فراتر از يك نماينده مجلس است .موضعگيريهايي چون مطهري و صادقي ميتواند خط كس مقايسه باشد. در خصوص تعداد حضور، غيبت ، تاخير ، نطق ها، تذكرات و …. در دسترس نمي باشد تا در اين مورد ارزيابي صورت گيرد. همچنين عضويت در كميسيون غير تخصصي انرژي با هر هدف و دليلي منطقي به نظر نمي امد.
١١-جلال ميرزايي با عملكرد ضعيف خود و رفقايش ضربه هاي جبران ناپذيري به اعتماد عمومي مردم هم به صندوقهاي راي و هم به جريان اصلاح طلبي و اصلاح طلبان استان وارد كردند به طوري كه بسياري از اصلاح طلبان استان به جز شرمندگي پاسخي براي مردم و راي دهندگان ندارند.
١٢-عدم موضعگيري در يكي از مهمترين اتفاقات اقتصادي و سياسي ايران با موضوع قيمّت گذاري بنزين قبل از فرمايشات مقام معظم رهبري
١٣- سفر به اتريش به اتفاق وزير نفت بعد از حمايت متعصبانه دكتر ميرزايي از زنگنه كه شائبه وكيل دولت و ….ايشان را بيش از پيش تقويت كرد .البته بايد گفت سفر و ماموريت كاري به نفسه مشكلي ندارد اما جبران زحمات اقاي نماينده و همزماني سفر و دفاع وي جاي اشكال داشت در حاليكه ميرزايي در نشست با دانشجويان ،مخالفان وزير نفت را به رانت خواري متهم كرده بود.!؟
١٤- ثبت نام چندين باره در انتخابات مجلس شوراي اسلامي از حقوق جلال ميرزايي به عنوان يك شهروند مي باشد اما اين ثبت نام نشان از سطحي نگري وي و عدم شناخت پايگاه اجتماعي خود در بين مردم را دارد و يا شايد بدتر از اين در تلاش، چشم اميد به رد صلاحيتها گسترده كانديداهاي اصلاح طلب دارد تا شايد دوباره با اغفال جريان اصلاحات به مجلس برود و اين خوابي است كه تعبيري ندارد . اين نقد به معناي ان نيست كه جلال ميرزايي نمره ارزيابي اش صفر شده است اما در اينكه نمره بسيار پاييني گرفته شكي نيست و در اين راستا هم اصلاح طلبان هم قبيله و هم بزرگان و فعالان سياسي و رسانه اي كه براي او ريش در گرو گذاشته اند بايد پاسخگو بوده و با قبول مسووليت از مردم عذرخواهي كنند.
*سردبیر پایگاه خبری جامک