کاربران احساساتي ايراني در شبکه هاي اجتماعي
دکتر هادی البرزی*: اختصاصی جامک / چند وقتي است که برخي کاربران فضاي مجازي ايراني با هجوم به برخي از صفحات شخصي افراد مشهور جهان، اين صفحات را با طنز، توهين و هتاکي خود اشغال مي کنند. اولين باراين...
دکتر هادی البرزی*: اختصاصی جامک / چند وقتي است که برخي کاربران فضاي مجازي ايراني با هجوم به برخي از صفحات شخصي افراد مشهور جهان، اين صفحات را با طنز، توهين و هتاکي خود اشغال مي کنند. اولين باراين موضوع حدود سه سال پيش در شب 16 آذر 1392 و با مشخص شدن هم گروهي تيم ملي فوتبال ايران با تيم ملي آرژانتين اتفاق افتاد و برخي از کاربران با مراجعه به صفحه فيس بوک ليونل مسي به کري خواني و تخريب و توهين پرداختند. اما اين اتفاق نه تنها تمام نشد بلکه در هفته هاي اخير نمود بيشتري يافته است. بعد از مصدوميت کريستين رونالدو در جریان مسابقه فینال جام ملت های اروپا «یورو 2016» و رویارویی دو تیم فرانسه و پرتغال در برخورد با «دیمیتری پایت» بازیکن تیم فرانسه، جمعي از کاربران ايراني با هجوم به صفحه «فیسبوک» و «اینستاگرام» پايت اقدام به توهین و فحاشی به وي کردند که این واکنش هواداران ایرانی در رسانه های ورزشی و غیر ورزشی فرانسه بازتاب یافت. شبکه خبری «BFM» فرانسه در گزارشی با عنوان «حمله کاربران ایرانی به دیمتیری پایت» در اين خصوص نوشت: تنها توضیح سیل توهین کاربران فارسی زبان به بازیکن فرانسوی، علاقه شدید آن ها به رونالدو بازیکن پرتغال است.
اما در آخرين نوع اين اتفاق ها، کاربران به صفحه دختر اوباما و پس از وي به صفحه خود اوباما رئيس جمهور آمريکا در 23 تيرماه هجوم بردند. تکرار حضور در صفحات شخصي شخصيت هاي مشهور را نمي شود با هيچ نظم منطقى توجيه کرد. اما کاربراني که در موج متلاطم انبوه خلق، گم مى شوند، آن چنان از خود بيگانه هستند که انجام هر عملى، حتى جنون آميز از آنان بعيد نخواهد بود. با توجه به نظر گوستاولوبون منظور از انبوه خلق عده اى از افراد هستند که در عمل مشخصى يا بروز حادثه اى گرد هم مى آيند و داراى ويژگى هايى چون وجود احساسات و هيجانات آنى، نداشتن تشکل و انسجام، وجود ارتباط موقت و ناپايدار ميان افراد، از دست دادن حس تشخيص، پيوستن به گروه بدون تصميم قبلى و در نهايت داراي فقدان هدف انديشيده هستند. در فرآيند انبوه خلق هيجانات به سرعت و خارج از حيطه عقلايى به ديگران تسرى پيدا مى کند و آنان را به انجام اعمالى سوق مي دهد که در شرايط عادى و منطقى، هيچ شهروندى حاضر به دست زدن به چنان اعمالى نيست.
هر چند گوستاو لوبون، جامعه شناس فرانسوي، در دسته بندي خود از انبوهاي خلق در فضاي واقعي از انبوه خلق هاي قرار دادي، اتفاقي، نمايشي و فعال سخن گفته بود، اما اين نوع جديد از انبوه خلق ضمن داشتن تمام ويژگي هاي موردنظر احساسي، کم منطق و نامتجانس بودن از نظر سن و جنس، برخلاف ويژگي فيزيکي داراي ويژگي مجازي است و بسيار شبيه به انبوه خلق اتفاقي است که مي توان از آن با عنوان «انبوه خلق اتفاقي» در فضاي مجازي ياد کرد. هر چند اين حرکت هاي کاربران ايراني از سوي اساتيد و بزرگان فرهنگي کشور بارها با نکوهش مواجه شده است اما نبايد اين موضوع را از نظر دور داشت که هر چند اين عمل توسط برخي از کاربران و به قول لوبون در قالب انبوه خلق نمايان مي شود، اما بازنمايي اين موضوع در رسانه هاي جهان مي تواند فراتر از انبوه خلق حتي در فعاليت کل کاربران ايراني در فضاي مجازي نمود پيدا کند و انگ زني به هويت کاربران ايراني و تشکيک در تاريخ پربار، سرآمد بودن در ادب را از سوي اين رسانه ها به همراه داشته باشد.
*دکترای مدیریت رسانه