کدخبر : 9141
پنج شنبه ۱۳ تیر ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۷
فاقددیدگاه

گناه من چیست؟ چه کسی پاسخ گوست؟

معلولیت ها خواه جسمی یا روانی بیشتر در میان اعضای طبقه محروم دیده می شوند که از یک طرف، مناسبات قبیله ای از قدرت زیادی برای شکل دادن به اندیشه ها و کنش های افراد برخوردار است


جامک/علی موسی نژاد:

تعداد زیاد معلولان و میزان بالای معلولیت های مادرزادی، یکی از آسیب های مهم در استان ایلام است. وجود چهار، و حتی پنج فرزند معلول در یک خانواده نشان می دهد که نه تنها والدین این گونه خانواده ها از آگاهی و مهارت لازم جهت مدیریت امور مربوط به مجامعت و تولید مثل برخوردار نیستند بلکه سازمان های بهداشتی و رفاهی نیز در این زمینه به خوبی عمل نمی کنند. مشاهده وضع خانواده ای با پنج فرزند معلول، ابتلای والدین به بیماری هایی از قبیل دیابت، فشار خون، دیسک کمر، و… و همچنین ازدواج یکی از معلولان با دختری که دارای معلولیت است، انگیزه نگارش این مطلب شده است. معلولیت ها خواه جسمی یا روانی بیشتر در میان اعضای طبقه محروم دیده می شوند که از یک طرف، مناسبات قبیله ای از قدرت زیادی برای شکل دادن به اندیشه ها و کنش های افراد برخوردار است و از طرف دیگر، وضعیت اقتصادی خانواده ها، جوانان را به ازدواج با کسانی متمایل یا مجبور می کند که مراعات حال شان را از لحاظ اقتصادی بکنند.
طبقه پایین، صرفا در فقر و محرومیت اقتصادی خلاصه نمی شود بلکه رد پای خود را در رفتارهای جنسی( sexual) نیز بر جای می گذارد. اعضای طبقه مذکور غالبا دارای آستانه تحمل جنسی پایین هستند و نمی توانند رفتار جنسی خود مدیریت کنند. این امر بعلاوه ضعف فرهنگ پیش گیری به ویژه در زمینه رفتارهای تناسلی، باعث افزایش میزان بارداری ناخواسته و افزایش میزان معلولیت ها در میان شان می شود.
مطالعات نشان می دهند که اعضای طبقه پایین، تقدیرگراتر از اعضای طبقه مرفه هستند و نتایج رفتارهای خود را بیش از آنکه به اراده خود نسبت دهند، نتیجه خواست و دخالت عوامل بیرونی ( طبیعی و ماورالطبیعی) می دانند. سبک ا‌ِسناد غالب اعضای طبقه پایین شاید به بهترین وجه، خودش را در تولید مثل نشان می دهد. آنها به این بهانه که ‌” سرنوشت هرکس در پیشانی اش نوشته شده”، ” هرچه خدا بخواهد، همان می شود”، ” آنکه دندان دهد، نان دهد” و…، بر شمار فرزندان شان می افزایند.
و بالاخره، یکی دیگر از ویژگی های اعضای طبقه پایین که بر تعداد فرزندان و به تبع آن، تعداد معلولان تاثیر می گذارد، تبعیض جنسی است. وجود نام هایی از قبیل خدابس، عنایت، و… به روشنی نشانگر این امر است.
در خانواده ای که ذکر آن رفت، از مجموع هفت فرزند، پنج نفر معلول هستند. و همانطور که اشاره شد، یکی شان را به عقد معلولی دیگر درآورده اند. حال، سوال این است که چرا سیستم بهداشتی این جامعه، والدین این خانواده را به حال خود رها کرده و آنها را از افزایش تعداد معلولان باز نداشته است؟ افزایش تعداد معلولان جز تحمیل هزینه های روانی، اجتماعی و اقتصادی چه سودی برای خانواده و جامعه دارد؟ آیا افزایش کمیت جمعیت با این کیفیت، قابل دفاع و منطقی است؟ آیا در صورت لاعلاج بودن این گونه معلولیت ها، عقیم سازی افرادی که زمینه لازم را دارند، بهتر از افزایش تعداد معلولان نیست؟ چه کسی باید جواب یکی از همین معلولان را بدهد که در اعتراض به رفتار پدر و مادرش گفت:
اصلا من چرا باید به دنیا می آمدم‌؟ گناه من چیست؟
راستی چه کسی باید پاسخ بدهد؟ پدر و مادر بی سواد او یا نظام بهداشتی و رفاهی جامعه؟

Print Friendly, PDF & Email
امتیاز:
اشتراک گذاری:
برچسب ها :
مطالب مرتبط
دیدگاه شما

Time limit is exhausted. Please reload CAPTCHA.